تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
پاى آنها را خواهد بوسيد و آنچه از حقوق دولت باقى گذاشته آنها را هم پيش حضرات گرو خواهد گذاشت كه به دستيارى آنها شايد روزنامهء قانون غدغن بشود . امّا ديگر بهتر . در ايران اين روزنامه كه غدغن بشود ، هيچ‌معنى نخواهد داشت . هرچه بيشتر تشدد بكنند ، عظم مطلب زيادتر و خلق ايران در تحصيل و انتشار چنان تذكرهء نجات حريص‌تر خواهند شد . » شمارهء بعدى ، مورخ 22 مارس 1890 ، طى توصيفى مطّول از دشمنان ايران ، ملخصى از شكايات را به شرح زير به دست مىدهد : « اختيار كلّ مصالح دولت در دست جهال نانجيب ؛ « حقوق دولت مزد رضايت مترجمين سفرا ؛ « القاب و مناصب دولت بازيچهء رذالت‌هاى دلبخواه ؛ « لشكر ما مضحكهء دنيا ؛ « مأموريت سفرا گدايى مواجب ؛ « شاهزادگان ما مستحق ترحم گداها ؛ « مجتهدين و علماى ما آرزومند عدالت كفار ؛ « شهرهاى ما پايتخت كثافت ؛ « راه‌هاى ما بدتر از راه‌هاى حيوانات . » اينك بر فرياد خواستارى وضع قوانين ثابت ، تقاضاى تأسيس مجلسى مركب از نمايندگان ملت كه در بحث تمامى مسائل مربوط به رفاه كشور آزاد بوده و اجرايش از مصونيت در بيانات و ايفاى وظايفشان برخوردار باشند ، افزوده گرديد . « عدهء مشيران شوراى دولت حالا خيلى كم است . بايد دايرهء اين مجلس را به قدر امكان وسعت داد . بايد مجتهدين بزرگ و دانشمندان نامى و ملاهاى قابل داعيان هرولايت ، حتى جوانان با علم ، از اعضاى اين شوراى كبرا باشند . » « بايد بزرگان دين و دولت و عموم ارباب شعور به اقتضاى بيدارى اين عهد به اتفاق همديگر دور اين مجلس را بگيرند و به هرنوع تدبير به خلق ايران حالى نمايند كه احياى ايران بسته به اجراى قانون و اجراى قانون بسته به اعتبار و كفايت اين مجلس است . » سومين شمارهء قانون ، مورخ 20 آوريل 1890 ، بر محترم داشتن قوانين معمول در ساير نقاط ، حتى توسط حكام خودكامه‌ترين ممالك چون تركيه و روسيه ، تأكيد دارد و ديگربار مسئلهء امنيت جان