تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
صاحب نيت اسباب انعدام نيت نمىشود ، صفحهء روزگار حرف حق را ضبط مىكند . بارى ، من از دوست گرامى خود خواهشمندم اين آخرين نامه را به نظر دوستان و هم‌مسلك‌هاى ايرانى من برسانيد و زبانى به آنها بگوئيد : شما كه ميوهء رسيدهء ايران هستيد ، براى بيدارى ايرانى دامن همت به كمر زده‌ايد ، از حبس و قتال نترسيد . از جهالت ايرانى خسته نشويد . از حركات مذبوحانهء سلاطين متوحش نگرديد . با نهايت سرعت بكوشيد . با كمال چالاكى كوشش كنيد . طبيعت به شما يار است و خالق طبيعت مددكار . سيل تجدد به سرعت به طرف مشرق جارى است ، بنياد حكومت مطلقه منعدم شدنى است . شماها تا مىتوانيد در خرابى اساس حكومت مطلقه بكوشيد ، نه به قلع و قمع اشخاص . شما تا قوه داريد ، در نسخ عاداتى كه ميانهء سعادت و ايرانى سد سديد گرديده كوشش نمائيد ، نه در نيستى صاحبان عادات . هرگاه بخواهيد به اشخاص مانع شويد ، وقت شما تلف مىگردد . اگر بخواهيد به صاحبان عادت سعى كنيد ، باز آن عادت ديگران را بر خود جلب مىكند . سعى كنيد موانعى را كه ميانهء الفت شما و ساير ملل واقع شده ، رفع نمائيد . » [ « گول عوام‌فريبان را نخوريد . » ] در باب اين مرد برجسته ، كه عالمى سرگردان بود و جز زبان و قلمى فصيح چيزى اندوخته نداشت ، مطالب بسيار مىتوان نوشت . دانش گسترده و ژرف سيد با بينش سياسى قابل‌توجه و آگاهى و بصيرت در امور آميخته گشته ، عاشق صادق و شائق اسلام بود و فساد موجود را شديدا حس مىكرد . خطابه‌هايش پادشاهان را بر سرير سلطنت مىلرزاند و نقشه‌هاى زيركانهء سياستمداران را با به جنبش واداشتن نيروهايى كه شيوهء تهييج ايشان را نيك مىدانست و سياست‌پيشگان غيرمذهبى ، چه اروپايى و چه آسيايى ، را مطلقا تصور آن ميسور نبود ، به شكست مىكشانيد . سيد عامل اصلى پيدايى نهضت ملّىگراى مصر بود كه گرچه در 1882 سركوب گرديد ، امّا ، كماكان نيرويى است كه مىبايست آن را به ديده داشت . نهضت حاليهء مشروطهء ايران نيز آغاز خود را تا حد زيادى مرهون اوست . وى همچنين كمك بسيارى به بيدارى كشورهاى مستقل مسلمان ، در زمينهء آگاهى نسبت به نابودى قريب الوقوع خود و نياز مبرمى كه ايشان به وحدت در قبال تجاوزات مستمر قدرت‌هاى بزرگ اروپايى دارند ، نمود . شايد به عدالت بتوان گفت كه وى بنيانگذار « اتحاد اسلام » است در مفهومى كه من از آن ياد كردم . اگر سيد مىتوانست پادشاهى مسلمان بيابد كه به قدر كفايت جهت درك ابعاد كامل ايده‌هاى وى هوشمند بوده و در حدى بسنده از احساس وطن‌پرستى و اسلام‌دوستى جهت تحقق آن ايده‌ها برخوردار باشد ، احتمالا اثرات به مراتب بيشترى از خود برجاى مىگذارد . وى از ناصر الدين شاه ، كه پادشاهى خودكامه و خودخواه و تنها در پى اقتدار شخصى و ارضاى تمايلات مادى