برانگيخته بود ، به فرقهء بابيه منتسب نمود . همچنين وى - خداوند زبانش را ببرد - بين مردم شايع ساخت كه مرا سنّت نكردهاند . - واى بر اسلام ! اين چه عجزى است ؟ اين چه وهنى است ؟ چگونه ممكن است صعلوكى دونپايه ، و احمقى ذليل بتواند مسلمين و بلاد ايشان را به ثمن بخس دراهمى معدود بفروشد ، علما را تحقير كند ، به اولاد پيامبر توهين نمايد و بر سادات آل على چنين افترا بندد ؟
آيا هيچ دستى قادر نيست كه اين بيخ شر را برآورد و خشم مسلمين را بنشاند و انتقام اخلاف پيامبر بزرگ خدا ( ص ) را بستاند ؟ »
« پس ، هنگامى كه خود را از آن حضرتعالى دور ديدم ، از بيان شكايات خود احتراز جستم . . . امّا ، هنگامى كه عالم مجتهد ، حاج سيد على اكبر ، به بصره آمد به من تأكيد فرمود كه نامهاى به آن قائد اعظم نوشته ، و اين وقايع و مصائب را مطرح سازم ؛ در امتثال فرمودهاش شتاب كرده ، مىدانستم كه خداوند به دست شما اين امر را به انجام خواهد رسانيد . السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . »
در واقع ، اميد و انتظار سيد جمال الدين بيهوده نبود ، زيرا به ظاهر همين نامه مجتهد بزرگ ، حاجى ميرزا حسن شيرازى ، را به صدور فتواى تحريم تنباكو تا لغو آن امتياز منفور واداشت . اين فتوا بود كه به خشم و نفرت مردم تقدس مذهبى بخشيده و به آن توان غلبه بر شاه ، امين السلطان ، دول خارجى و صاحبان امتياز را اعطاء نمود . از جمله نتايج غايى اين رخدادها قتل ناصر الدين شاه و امين السلطان ، خواست موفقيتآميز قانون اساسى كه تنها در پرتو وحدت روحانيت و مردم ميسر گرديد و تمامى آن مبارزهء خطيرى بود كه ايران را طى چهار سال گذشته به جنبش و تكان درآورد و تاريخ آن در صفحات آتى پيگيرى خواهد شد .
تذكرات محمد رشيد در ضميمهء اين مكتوب نيز درخور نقل است . آن تذكارها بدين قرارند :
« اين مراسله روح قهرمانى و احساسات را در آن عالم بزرگ برانگيخت و او كه صاحب نفوذ معنوى عظيمى بر مردم ايران بود ، فتوايى به تحريم كاشت و استعمال تنباكو صادر كرد « 1 » . علما اين فتوا را به سرعت منتشر كردند و مردم چنان بدان گردن نهادند كه منقول است صبح فرداى رسيدن فتوا به تهران ، هنگامى كه ناصر الدين شاه قليان طلبيد ، هيچتنباكويى در قصر نمانده همه را نابود كرده بودند .
شاه با حيرت سبب را جويا شد و بدين ترتيب از فتواى آيت اللّه ميرزا حسن شيرازى مطلع گرديد . در
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به « بيدارى ايرانيان » ، ص 16 . ترجمهء متن فتوا ، آنچنان كه در آنجا ارائه گرديده ، بدين قرار است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . اليوم استعمال تنباكو و توتون ، باى نحو كان ، در حكم محاربه با امام زمان ، عجل اللّه تعالى فرجه ، است . » اين فتوا توسط حاجى ميرزا حسن آشتيانى در ايران منتشر شد و گرچه بعدا مورد تأييد ميرزا حسن شيرازى قرار گرفت ، امّا ادعا مىشود كه در اصل از جانب وى صادر شده است .