تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
« پس از آن ، تتمه را به عنوان بهايى براى سكوت و ترضيهء روسيه « 1 » - اگر فى الواقع اين كشور به سكوت رضا دهد - به آنان پيشنهاد كرد ؛ يعنى مرداب رشت ، رودخانه‌هاى طبرستان و جادهء انزلى به خراسان را با منازل ، مهمانسراها و مزارع وابسته بدان . امّا ، روسيه‌روى خود را گردانيده ، اين پيشنهاد را رد كرده و از پذيرفتن چنين هديه‌اى امتناع نمود ؛ زيرا اين كشور برآنست كه در صورت عدم لغو اين توافقنامه‌ها و معاهدات - يعنى معاهداتى كه شامل انقياد كامل مملكت پادشاهى ايران به آن دشمن ستيزه‌جوست - خراسان را به كشور خود ضميمه كرده آذربايجان و مازندران را اشغال كند . چنين است نخستين پيامد سياست‌هاى اين مجنون ! » « فى الجمله ، اين جانى ايالات ايران را بين قدرت‌ها به حراج گذاشته و در كار فروش سرزمين‌هاى اسلام و منزلگاه محمد ( ص ) و خاندان وى به بيگانگان است . امّا ، به سبب خست‌طبع و دنائت فطرتش اين سرزمين‌ها را به مبلغى ناچيز و دراهمى معدود مىفروشد . - بله ، چنين است هنگامى كه لئامت و آز با خيانت و حماقت مىآميزد ! » « و تو اى پيشوا ، اگر نخواهى به ملت مدد كنى و آنان را وحدت كلمه بخشيده و به اقتدار شرع مقدس ايشان را از چنگال اين بزهكار وارهانى ، همانا كه بلاد اسلام به زودى تحت سيطرهء اجانب قرار خواهد گرفت كه به ميل خود بر آنان فرمان رانده و هرآنچه بخواهند مىكنند . اى رهبر ، اگر اين فرصت را از دست بدهى ، و اين مصائب در حيات تو به هم رسد ، به درستى كه پيشينهء نيكى از خود در دفتر زمان و صفحهء تاريخ باقى نخواهى گذارد . و تو مىدانى كه علماى ايران و مردم آن سامان ، با روحى جريحه‌دار و قلبى آزرده ، بالاتفاق اشارتى از تو را منتظرند و سعادت خود را در آن ديده ، نجات خويش را از آن مىطلبند . پس چگونه درخور است مردى كه خدايش چنين قدرتى بخشيده ، از بذل آن دريغ ورزد يا آن اقتدار را بىمصرف گذارد ؟ » « پس ، من به عنوان فردى خبير و بصير به آن جناب اطمينان مىدهم كه حكومت عثمانى از تلاش شما خرسند شده و شما را در اين طريق مدد خواهد كرد ، زيرا نيك مىداند كه دخالت اروپائيان در ايران و سلطه آنان بر اين كشور ، مطمئنا به حال مملكت وى زيانبار خواهد بود . به‌علاوه ، تمامى وزرا و امراى ايران به شنيدن كلمه‌اى از سوى شما در اين باب ، شادمان مىگردند و مشاهده خواهيد كرد كه كل آنان باطنا از اين حوادث بيزار و ذاتا از اين توافقات متنفرند ، و سعى شما به آنان مجال مىدهد كه
هامش
( 1 ) . اشاره به امتيازى است كه در فوريه 1889 به شاهزاده دالگوركى ارائه گرديد .