« اى پيشواى اعظم : همانا كه عزم شاه « 1 » متزلزل گشته ، سيرتش تباه گرديده ، مشاعرش ضعيف و قلبش فاسد شده است . وى از حكومت بر اين سرزمين ، يا ادارهء امور ملت ، ناتوان است و زمام كل و جزء امور را به زنديقى گناهكار سپرده « 2 » ، غاصب و خودكامهاى كه پيامبران را آشكارا لعن مىگويد و به شريعت الهى بىاعتناست ؛ آنكه روحانيون را بههيچ مىانگارد ، علما را دشنام مىدهد ، متقيان را مىتاراند و سادات گرامى را تحقير مىكند و با وعاظ بعينه پستترين آدميان رفتار مىكند ؛ از اين گذشته ، از هنگام بازگشت از فرنگ جسورتر شده آشكارا شراب مىنوشد ، با كفار معاشرت مىكند و نسبت به ابرار و پارسايان خصومت مىنمايد . اين رفتار خصوصى اوست ؛ امّا ، علاوه بر اين ، بخشى عظيم از سرزمين ايران و منابع آن ، يعنى معادن « 3 » ، راههاى منتهى به آنها ، طرق ارتباطى آنها با ثغور كشور ، مسافرخانههايى كه قرار است در جوار اين شريانهاى گستردهء ارتباطى كه در سراسر كشور توسعه خواهند يافت ساخته شوند و باغات و مزارع همجوار را به دشمنان دين فروخته است . همچنين رود كارون « 4 » ، و مهمانخانههايى كه در سواحل آن تا سرمنشاء رود احداث خواهند گرديد ، باغات و مزارع همجوار ، بزرگراه اهواز به تهران با عمارات ، مهمانسراها و باغها و مزرعههاى اطراف آن ؛ نيز امتياز تنباكو با مراكز عمدهء كشت و پرورش آن ، منازل نگهبانان ، باربران و فروشندگان در هرآنجا كه باشند ؛ ايضا تاكستانها و محصول انگور را براى تهيهء شراب ، با دكاكين و كارخانجات و ماشينهاى شرابسازى وابسته اين صنعت را در سراسر ايران [ به بيگانگان ] واگذار كرده و به همين ترتيب صابون ، شمع و شكر و كارخانجات آنها را . و سرانجام بانك است : و چگونه درك مىكنى مسئله بانك را ؟ مفهوم آن تسليم كامل زمام حكومت به دشمن اسلام ، ملت را برده خصم كردن و تسليم ايشان و تمامى قلمرو و اختيارات است به دشمن بيگانه .
« سپس ، اين خائن نادان جهت اسكات ملت به برهانى واهى چنين وانمود كه اين موافقتنامهها موقتى بوده و اين معاهدات تنها براى دورهاى محدود ، كه از صد سال متجاوز نخواهد بود ، منعقد گرديدهاند .
خداوندا ، چه برهانى كه سستى آن حتى خائنين را متحير ساخت ! »
هامش
( 1 ) . يعنى ناصر الدين شاه .
( 2 ) . مقصود امين السلطان است كه اينزمان صدراعظم ايران بود .
( 3 ) . امتيازى كه در ژانويه 1889 به بارون ژوليوس دو رويتر اعطاء گرديد ، شامل حق بهرهبردارى از منابع معدنى ايران بود ، گرچه يكسال بعد اين امتياز به بانك معدنى ايران واگذار گشت .
( 4 ) . لافزنىهاى لرد ساليسبورى در ضيافت « گيلدهال »( Guildhall )، در 9 نوامبر 1888 ، در باب امتياز رود كارون ، حكومت ايران را شديدا هشيار ساخت و موجب ارائه پارهاى محدوديتها در طرح اوّليه گرديد .