مغلوب شده و بىآنكه هيچ سابقهء مكتوبى ، جز رسالهاى در رد ماترياليسم و مكتوباتى پراكنده و شمارى جزوات در زمينههاى گوناگون كه به پارهاى از آنها اشاره رفت ، از خود به جاى گذارد ، دار فانى را وداع گفت . امّا ، در قلوب دوستان و مريدانش روحى زنده دميد كه توان ايشان را به جنبش آورده ، قلمهايشان را تيزتر كرد و شرق از تلاش آنان بهرهمند گشته و خواهد گرديد « 1 » . »
سيد محمد رشيد ، سردبير « المنار » ، سه سند قابلتوجه از قلم سيد جمال الدين را منتشر ساخته است كه اين سه به نحوى برجسته ماهيت و ميزان نفوذى را كه وى بر روند رخدادهاى ايران - كه در فصول آتى خواهد آمد - داشته است ، ترسيم مىكنند . نخستين سند نامهايست از سيد به حاجى ميرزا حسن شيرازى از مجتهدين بزرگ « سامره » « 2 » ؛ و همين نامه بود كه آن روحانى بزرگ را به اقدام در زمينهء « امتياز تنباكو » واداشت و موجب شد نخستين گام در جهت همبستگى روحانيت قدرتمند ايران با حزب مردمى يا ملىگرا برداشته شود . دو سند ديگر مقالاتى هستند كه در ماههاى فوريه و مارس 1892 در جريدهء عربىزبان « ضياء الخافقين » ( پرتو دو نيمكره ) درج گرديده و در باب اوضاع ايران در آنزمان بحث مىكنند . به هر دوى اين مقالات ، نظرياتى پربار از سوى سردبير افزوده گشته است كه من آنها را همراه گزيدههايى از نامههاى سيد جمال الدين ترجمه خواهم كرد . اين دو نامه بلندتر از آنند كه در اينجا بهطور كامل ترجمه شوند .
نامه به مجتهد اعظم ، از بصره به سامره « 3 »
به نام خداوند رحمان و رحيم « حق را بگويم : همانا اين نوشته خطاب به روح شريعت محمدى است ، هرجا كه يافته شود ، و هر جا كه ساكن باشد ، و درخواستى است از سوى امت از تمامى نفوس پاكى كه به اين شريعت باور داشته و جهت تحقق آن به پاى مىخيزند ، به هرسبب كه برخاسته باشند و به هرآنجا كه باليده ، اعنى علماى
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه اين كلمات توسط يك سورى مسيحى نوشته شدهاند ، نه يك مسلمان . اين نامهها پنج سال پيش - يعنى آنگاه كه آشكار گشت كه ، خاصه در ايران ، نيروهاى انگيختهء سيد كماكان فعالانه در تلاش هستند - به چاپ رسيدند .
( 2 ) . وى در مارس 1892 درگذشت .
( 3 ) . متن اين نامه ، كه بايد بلافاصله پس از اخراج سيد جمال الدين در 1891 از ايران نوشته شده باشد ، در « بيدارى ايرانيان » - صفحات 108 به بعد نيز درج گرديده است . فتواى مجتهد ، كه تمامى مؤمنين را به منع استعمال تنباكو تا لغو امتياز فرمان مىداد ، در اوايل دسامبر آن سال صادر گرديد . امّا ، شورش عليه امتياز قبلا در ماه ژوئن شدت گرفته بود . متن اين فتواى مختصر هم در صفحهء 16 « بيدارى ايرانيان » مندرج است .