تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
استعمال اصطلاحات معمول محاوره و عاميانه پرهيز مىنمود . امّا ، با دقت بسيار واژگان خود را به فراخور توان شنوندگان برمىگزيد . به عنوان سخنورى مردمى ، به سختى مىتوان در شرق رقيبى براى وى يافت . در سخن گفتن جدى و پرشور بود و از كلام هزل‌آميز يا نابخرد و بىمعنى دورى مىجست . در زندگى خويش پارسا بوده به امور دنيوى وقعى نمىنهاد . در برابر خطر سرسخت و نترس ، صريح و ملايم ، امّا تندخو ، با همه مهربان ، امّا در برابر بزرگان صاحب استقلال رأى بود . آورده‌اند كه به گاه اخراج از مصر ، با جيبى تهى به سوئز رسيد . كنسول ايران ، همراه چند تن از تجار ايرانى ، پيشنهاد كردند مقدارى پول ، به عنوان قرض يا هديه ، به او بدهند . امّا ، سيد نپذيرفت و گفت ، « پولتان را براى خود نگهداريد ، كه بيش از من نيازمند آن هستيد . شير هرجا برود چيزى براى خوردن خواهد يافت . » قدرت فكرى ، سرعت تشخيص و بصيرتش به يكسان برجسته و چشمگير بودند ؛ چندانكه به نظر مىآمد قادر است افكار ديگران را پيش از آنكه لب باز كنند ، بخواند . جاذبه‌اى فوق‌العاده داشت و آن توان كه شنوندگانش را با خود به هرآنجا كه بخواهد ، بكشاند . از دانشى گسترده ، به‌ويژه در فلسفهء باستان ، فلسفهء تاريخ ، تاريخ و تمدن اسلام و تمامى علوم اسلامى برخوردار بود . استعداد فراگيرى زبان داشته ، توانست سه ماهه ، بدون استاد ، زبان فرانسه در حد خواندن و ترجمه بياموزد . زبان‌هاى عربى ، تركى ، فارسى و افغانى را به خوبى مىدانست و با السنهء انگليسى و روسى نيز مختصر آشنايى داشت « 1 » . سيد خواننده‌اى حريص ، خاصه در زمينهء كتب عربى و فارسى بود . ظاهرا هرگز ازدواج نكرده ، نسبت به جذبهء زنان بىتفاوت بود . بازپسين بند شرح حال وى در « مشاهير الشرق » كه بيان مجمل آرزوهاى سياسى اوست ، چنين مىگويد - صص 66 - 65 - : « از شرح كوتاه زندگى و اعمالش چنين برمىآيد كه غايت همهء اقدامات و محور تمامى اميدهايش وحدت اسلامى و اتحاد كل مسلمين اقصى نقاط جهان در يك امپراتورى اسلامى و تحت حكومت يك خليفهء اعظم بوده است « 2 » . سيد تمامى توان خود را در اين راه صرف ، و براى نيل به مقصود از كل جاه‌طلبىهاى دنيوى چشم پوشيد ؛ نه همسرى گزيد ، نه پيشه‌اى اختيار كرد . مع‌هذا ، در اين تلاش
هامش
( 1 ) . به گواهى « بيدارى ايرانيان » - ص 98 - وى اين هفت زبان را مىدانسته و با زبان تركى به دو لهجهء عثمانى و ايرانى آشنايى داشته است . ( 2 ) . به نوشتهء « بيدارى ايرانيان » - ص 102 - سيد يك انجمن « اتحاد اسلام » به نام « ام القرى » را در مكه بنا نهاد كه هدفش ايجاد خلافتى واحد در تمامى دنياى اسلام ، در قسطنطنيه يا كوفه ، بود . اين انجمن مقررات و اساسنامهء خود را نيز منتشر ساخت ، امّا طى نخستين سال تأسيس خود توسط سلطان عبد الحميد سركوب و منكوب گرديد .