تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كسى از سلاطين اسلاميان ، * ز عبّاسيان تا بعثمانيان ، ز سامانى و غزنى و ديلمى ، * ز سلجوق و خوارزمى و فاطمى ، ز صدر سلف تا بگاه خلف ، * موفّق نگرديد بر اين شرف ، مگر اندر اين عصر كآمد پديد ، * چنين طرح محكم ز راى سديد ، گرت زين بد آمد گناه منست ، * كه اين شيوه آئين و راه منست ، برين زاده‌ام هم برين بگذرم ، * وزين فخر بر چرخ سايد سرم ، اگر شاه را بود حسّى نهان ، * مرا ساختى بىنياز از جهان ، وگر از مسلمانيش بود بهر ، * بنيكى مرا شهره كردى بدهر ، چو در خون او جوهر شرك بود ، * ز توحيد اسلام خشمش فزود ، پشيزى به از شهريارى چنين ، * كه نه كيش دارد نه آئين و دين ، تو تا باشى از خسرو نامور ، * مرنجان كسى را كه دارد هنر ، بويژه كه باشد ز روشن دلى ، * بجان دوستدار نبىّ و على ، يكى نامدارى ز ايران منم ، * كه خو كرده در جنگ شيران تنم ، قلم دارم و علم و فرهنگ و راى ، * نژاد بزرگان و فرّ هماى ، بگاهى كه آمد تميزم پديد ، * روانم بدانش همى بد كليد ، ز گيتى نجستم بجز راستى ، * نگشتم بگرد كم و كاستى ، همه خير اسلاميان خواستم ، * دلم را بنيكى بياراستم ،
حاجى شيخ احمد « روحى » كرمانى دومين پسر مرحوم شيخ العلما ملا محمد جعفر « 1 » بود و در حدود 1272 هجرى قمرى ( 6 - 1855 ميلادى ) تولد يافت . « روحى » نام مستعارى بود كه وى تحت آن نام اشعارش را مىنوشت و همچنين وى يك سخنران فصيح و فردى فاضل بود . وى همراه دوستش ميرزا
هامش
( 1 ) . ملا محمد جعفر يك عالم برجسته بود و يكى از اوّلين طرفداران نهضت آزاديخواهى در ايران ، و تا سن 70 سالگى در قيد حيات بود . در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه ، وى به اتهام بابى بودن توسط خان بابا خان ، حكمران كرمان ، زندانى گرديد . وى در 1311 هجرى قمرى ( 4 - 1893 ميلادى ) وفات يافت . بزرگترين پسر وى ، شيخ مهدى بحر العلوم يكى از نمايندگان كرمان در مجلس اوّل بود و نمايندهء بم در مجلس دوم . پسر دوم وى شيخ احمد فرد موردنظر در اين يادداشت است . پسر سوم وى شيخ محمود افضل الملك بود كه به قسطنطنيه رفت و در آنجا يكى از مريدان نزديك سيد جمال الدين گرديد . پس از دستگيرى برادرش ، وى به دستور سيد جمال الدين ، جهت آزادسازى وى و همراهانش تلاش نمود امّا قتل ناصر الدين شاه و بدنبال آن سرنوشت برادرش وى را مجبور ساخت كه مدتى پنهان گردد تا آنكه سرانجام به كرمان بازگشت . پسر چهارم ، شيخ عبد القاسم در ماجراى استنطاق ميرزا رضا ذكرش مىرود و اندكى بعد در اين يادداشت . وى اكنون در كرمان است .