« به منظور برقرارى پايههاى اصلاحات در مملكت ما ، و جهت ايجاد يك دولت كاملا سازمانيافته ، نمايندگان ملت و وزراى مقام سلطنت بايد در درجهء اوّل توجه خود را بهتدريج بر تجديد سازمان ارگانهاى مختلف كشور و تنظيم تشكيل آنها برطبق اصولى كه در كشورهاى متمدن حاكم است ، و خاصه در زمينه اصلاحات مهم در امور مالى كشور ، تأمين نظم و امنيت عمومى ، و حفاظت از جادهها و شاهراهها برطبق برنامهء مشروح مربوط به اقدامات فورى و ضرورى اصلاحات كه كابينهء ما تسليم مجلس خواهد كرد ، متمركز نمايند تا بتوانند با تمامى سرعت ممكن نيات حسنهء ما و آمال مجلس ، كه همگى منجر به آرامش ملت ما و تقويت مشروطيت ، كه منطبق با روح اسلام است ، خواهند شد را به مورد اجرا بگذارند . »
« ما دعا مىكنيم كه خداوند به نمايندگان و وكلاى ملت كمك نمايد و با لطف خود شرف ، استقلال و شادمانى ملت را افزون سازد . »
اين سخنرانى در ميان فريادهاى بلند « زنده باد سلطان احمد شاه » و « پردوام باد مجلس عالى ملى ! » و « زنده باد كابينهء وزراء » خاتمه يافت در حالى كه شاه جوان ساختمان بهارستان را ، كه اكنون چون عقابى از ويرانههايى كه توپخانهء كلنل لياخوف از آن ساخته بود سربرآورده بود ، خارج مىگرديد . در آن گردهمآيى به يادماندنى اكثر كسانى كه مردانه براى آزادى كشورشان مبارزه كرده بودند ، حضور داشتند ، امّا كسان ديگرى نيز وجود داشتند كه از مشاهدهء اينروز بىنهايت شادمان مىشدند ، امّا يك مرگ زودرس و بيرحمانه چشمان آنها را بسته بود . از جملهء اين افراد حاجى ميرزا ابراهيم ، يكى از نمايندگان آذربايجان در مجلس اوّل ، كه در روز كودتا توسط دستگيركنندگان خود به قتل رسيد ؛ خطيب بزرگ ملك المتكلمين ، و ميرزا جهانگير خان سردبير روزنامهء صور اسرافيل ، كه توسط محمد على شاه مخلوع در روز بعد در باغشاه خفه گرديد ؛ « قاضى عدليه » ، يكى از مريدان خاص سيد جمال الدين ، كه در همان مكان در غل و زنجير جان سپرد ؛ و آقا سيد جمال ، كه سخنانش آنچنان در نزد مردم مؤثر بود كه لازم بود صدايش نيز توسط كسانى كه از آزادى بيان نفرت داشتند خفه شود ، بودند .
نويسندهاى كه جزئيات فوقالذكر از مقاله وى استخراج گرديد ، مىگويد : « ما اين كلمات را شنيديم كه پشيمانى و افسوس از آن پادشاه مستبد است ، در حالى كه آن كسى كه در صداقت خود پايدار بوده و جان خود را در راه آزادى مىگذارد براى هميشه زنده است ؛ آن وطنپرستان پرشورى كه جان خود را فدا كردند ، يا هنوز از رنجها خلاصى نيافتهاند ، نامشان در كتاب انسانيت ، برادرى ،
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: ادوارد براون
ص٣١٩