« معهذا ، رفتار فعلى ( مليون ) ترديدهاى گذشته را زايل نمود و امروز ما با وضعيتى روبرو هستيم كه بيش از هروضعيت ديگرى كه مىتوانست از طريق توصيهها يا اقدام خارجى به وجود آيد ، براى ايران اميدبخش است . سايهء دخالت مدتهاى مديد بر فراز آسمان ايران گسترده بود ، و اگر اين سايه آن چيزى را به دنبال مىآورد كه استقلال ايران را فلج مىكرد ، روز روشن به شب تيره تبديل مىشد . هيچچيز به غير از فعاليت ايرانى نمىتوانست ايران را از اين وضعيت نجات دهد . در لحظهءحساس ، اين فعاليت بهطور موفقيتآميزى اعمال گرديد ؛ جهت سير وقايع از دستهاىبيگانه خارج شده است ، و يك بار ديگر در دست كسانى قرار گرفته است كه مىبايد قرار مىگرفت - يعنى در دستهاى خود ايرانيان . . .
« هم بريتانياى كبير و هم روسيه از آنچه كه يك ضرورت آمرانه براى دخالت مىنمود ، در رنج بودهند ؛ امّا اينك سپاسگزارند كه كنارهگيرى نموده و اجازه دهند ايرانيان خود به نجات خويش برخيزند . مسيرى كه ايران بايد از اين به بعد در پيش گيرد ، مسيرى است كه با صخرهها و موانع پنهانى احاطه شده است ، امّا با وجود افرادى كه اكنون زمام امور ايران را در دست دارند ، و سعادت كشور را در سر مىپرورانند ، همواره جاى اميدوارى خواهد بود . »
هيچ تأئيد و شهادتى از اين قوىتر نمىتوانست باشد . زيرا ، همانطور كه قبلا مشاهده كرديم ، خبرنگار ويژهء تايمز ، تا لحظهء پيروزى غيرمنتظرهء آنها ، نه احساس همدردى چندانى نسبت به مليّون داشت و نه اعتقادى آنچنان . امّا در اين مورد اين روزنامه تنها نيست ، و دو هفتهء بعد خبرنگار ديلى تلگراف را مىبينيم كه - در شمارهء 4 اوت - با همان لحن تحسينآميز پيرامون « افكار روشن دولتمردانى كه اكنون زمام امور را به دست دارند و توانايى آنها در هدايت صحيح كشتى كشور در ميان درياهاى متلاطم » سخن مىگويد .
در زمينهء انتقامجوئى از آن كسانى كه با نهايتقدرت از سياستهاى ارتجاعى شاه سابق حمايت و در نهايت اصرار براى انهدام مشروطيت تلاش كرده بودند ، اصلاحطلبان ايرانى رحم و شفقت بيشترى را ، در مقايسه با « تركهاى جوان » پس از شكست يك اقدام ضدانقلابى در آوريل گذشته ، از خود بروز دادند . در 26 ژوئيه ، دادگاه ويژهاى « 1 » به منظور محاكمهء مجرمانسياسى برپا گرديد ، امّا اين دادگاه فقط 10 يا 12 روز برقرار بود و پنج يا شش تن از برجستهترين مرتجعين را به مرگ محكوم نمود . دو تن از اولين مجرمينى كه در برابر اين دادگاه حاضر شدند به صنيع حضرت رئيس قورخانه كه نقش
هامش
( 1 ) . اين دادگاه « محكمه قضاوت عالى » ناميده شد و « در هرصورت در مورد محاكمه شيخ فضل اللّه ) متشكل از 10 تن از افرادى بود كه اسامىشان را مىتوان در يادداشت مربوط به اين واقعه ، در پايان كتاب ، يافت .