تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
در حالى كه معدودى از اروپائيان كنجكاو هم شروع به حركت به سوى تهران كردند ، امّا با دريافت اينكه جاده‌ها مسدود و دروازه‌ها بسته است ، به زودى بازگشتند . مع‌هذا ، وزيرمختار فرانسه ، همراه سرمترجم خود ، موفق به عبور از دروازه گرديد و در ميان رگبار گلوله‌ها اين دو تن به گردش در خيابانها پرداختند تا متقاعد شوند كه جان و مال اتباع فرانسه بىجهت به خطر نيفتاده است و در صورت نياز اقداماتى اتخاذ كنند كه سفارت فرانسه را به اعطاى پناهندگى به آنها قادر كند . سروصداى نبرد از روستاهاى قلهك و زرگنده قابل‌شنيدن بود ، اگرچه هيچ خبر دقيقى قابل اكتساب نبود . در اين روستاها اكثر اروپائيان اقامت دارند و مقر تابستانى سفارتخانه‌هاى خارجى در اين نقاط واقع است . سال گذشته ، تقريبا در همين موقع ليبرالها و مليّون به آنجا گريختند تا در اين سفارتخانه‌ها پناه بگيرند ، و امروز اين شاهزادگان و ارتجاعيون هستند كه به چنين كارى مبادرت مىورزند . » از ورود يك ستون از ارتش مليّون به داخل شهر ، خبرنگار تايمز روايت ذيل را به دست مىدهد : - « ساعت 30 / 6 دقيقه صبح . . . نيروهاى مليّون به آرامى ، از طريق دروازهء يوسف آباد در استحكامات شمالى ، وارد شهر شدند . آنها دروازه را باز و بدون محافظ يافته و بىشليك يك گلوله وارد شهر شده بودند . برخى از مقامات بانك كه عازم يك اسب‌سوارى آرام در صبح بودند ، حدود 800 تن از آنها را ديدند و به آنها گفته شد كه ديگران متعاقبا خواهند آمد . اين ورود آنچنان به آرامى صورت گرفت كه يك ساعت بعد ، هنگامى كه همين مقامات در حال بازگشت به سوى بانك بودند ، عملا با گشت قزاق مواجه گشتند كه سرگرم وظيفهء روزمرهء خود و گشت‌زنى در اطراف محلات شمال شهر بودند . اين گروه گشت آنچنان آرام قدم مىزدند كه اين شاهدان تصور نمودند آنها همه‌چيز را مىدانند . امّا يك رشته شليكهاى پىدرپى آنها را با دستپاچگى به سوى قرارگاههايشان راند و تصور مىرود كه در آن موقع بود كه براى اوّلين‌بار از آنچه كه به وقوع پيوسته بود مطلع گشتند . » برخى جزئيات ديگر از نبرد اين‌روز ، توسط خبرنگار ويژهء رويتر در ديلى نيوز تهيه گرديد . بنا به گفتهء وى « اوباش تفنگدار از دروازهء يوسف آباد محافظت مىكردند كه پس از شليك چند گلوله تفنگهاى خود را زمين انداخته و گريختند . دروازهء دولت توسط عده‌اى از سربازان محافظت مىشد كه سه تن از آنها كشته و بقيه تسليم شدند . سپهدار و سردار اسعد ، در ميان فريادهاى « زنده باد مشروطه » وارد شهر شدند ! مليّون جهت گراميداشت تصرف شهر گلوله‌اى توپ شليك كردند .