روسيه به اردوگاه تركمنهاى « جعفرباى » براى تحريك آنها به سرنگون ساختن مجلس محلى بود ، دستگير كردند . اين كارگزار بعدها ، به ميانجيگرى كنسول روسيه ، آزاد شد ! » مراسلهء فوقالذكر در ادامه مىافزايد كه « آخرين خبر آنست كه شهر در محاصرهء تركمنهايى است ، كه از جانب شاه عمل مىكنند . نبرد در جريان است و كنسول روسيه تقاضاى اعزام سربازان به استرآباد را نموده است « 1 » . »
بدين ترتيب ، در 3 مارس « 2 » ، مجددا تصميم گرفته شد نگهبانان كنسولگرى روسيه در رشت تا 50 تن قزاق افزايش داده شوند ، كه ظاهرا اين قزاقها در 20 مارس « 3 » وارد ايران شده بودند ، در حالى كه يك رزمناو و يك قايق توپدار روسى هم ، در حدود روز 7 آوريل ، در سواحل بندر انزلى ظاهر گرديدند « 4 » . و باز هم 6 آوريل ، در مشهد ، نگهبانان كنسولگرى روس - به ميزانى كه مشخص نشده است - افزايش داده شدند « 5 » . و خلاصهء كلام آنكه در 17 ژوئيه ، چهار روز پس از آنكه نيروهاى مشترك مليّون سرانجام وارد تهران شدند ، و روز بعد از استعفاى محمد على شاه ، مجموع تعداد سربازان روسى در شمال ايران حدود 6300 تن برآورد گرديد كه 4000 تن از آنها در تبريز ، 1700 تن در حال راهپيمايى به سوى قزوين ، و 600 تن در رشت ، استرآباد ، مشهد و ديگر نقاط مستقر بودند .
اين حقيقت دارد كه بريتانيا نيز ، به ميزانى محدودتر ، در جنوب ايران دخالت نمود . امّا اين دخالت با اكراه بسيار انجام گرفت و هم از نظر گستردگى و هم از نظر مدت شديدا محدود بود . بدين ترتيب ، در 18 مارس يك قايق توپدار بريتانيايى به بندرعباس اعزام گرديد . امّا دستورات چنين بودند كه « فقط درصورتىكه كنسول اعليحضرت تشخيص داد كه اتباع بريتانيايى در معرض خطر قرار دارند ، اين قايق بايد در آنجا بماند و سربازان نيروى دريايى تنها در صورت ضرورت شديد بايد در ساحل پياده شوند « 6 » . در 20 مارس ، فرمانى نيز جهت حركت يك قايق توپدار به سوى بوشهر « با اين دستور كه در صورت بروز ناآرامى ، از تمامى اتباع خارجى حمايت نمايند « 7 » » صادر گرديد . در 9 آوريل ، در
هامش
( 1 ) . كتاب سفيد شمارهء 151 ، ص 73 .
( 2 ) . همان مرجع شمارهء 97 ، ص 55 .
( 3 ) . همان مرجع ، شمارهء 169 ، ص 79 .
( 4 ) . همان مرجع ، شمارهء 151 ، ص 73 .
( 5 ) . همان مرجع ، شمارهء 148 ، ص 72 .
( 6 ) . كتاب سفيد ، ص 65 ، شمارههاى 116 و 118 .
( 7 ) . همان مرجع ، شمارهء 125 ، ص 67 .