كنونى به عنوان كشورى مستقل ، مرفه و داراى حكومتى صالح است » ، چنين افزودند كه « هنوز هيچ دليلى براى نوميدى وجود ندارد ، به شرط آنكه شاه هيچ فرصتى را در ترك روشهاى حكومتى رقتانگيز فعلى ، كه از زمان انهدام مجلس در ژوئن 1908 تحت تأثير توصيههاى دشمنان كشور پيش گرفته ، از دست ندهد . » آنگاه برنامهاى به شاه ارائه نمودند و درعينحال اعلام كردند اگر وى اين برنامه را ، با تمامى جزئيات آن ، نپذيرد ، آنها از ارائه توصيههاى بيشتر دست كشيده و او را به حال خود رها خواهند ساخت و ديگر نه از وى حمايت كرده و نه به نمايندگان خود زحمت هيچگونه حمايتى از او را خواهند داد . اين برنامه شامل 5 پيشنهاد بود ، از جمله بركنارى امير بهادر جنگ و مشير السلطنه ، برقرارى مجدد يك رژيم مشروطه ، تعيين كابينهاى متشكل از افراد شايستهء اعتماد ، تشكيل يك شوراى سلطنتى متشكل از بهترين اعضاى احزاب مختلف ، تهيه و انتشار يك قانون انتخابات جديد ، اعلام فورى يك عضو عمومى براى تمام جرائم سياسى ، و تضمين يك محاكمهء عادلانه براى تمامى اشخاص متهم به ارتكاب جرائم عرفى ، و تعيين فورى تاريخى براى انتخابات و انعقاد مجلس ملّى كه اين تاريخ بايد فورا در سراسر كشور اعلام گردد .
سرانجام در 5 مه ، شاه تسليم شد و قول اعادهء مشروطيت پيشين « بدون هيچگونه تغيير » انجام انتخابات بلافاصله پس از تهيه و انتشار قانون جديد انتخابات ، انعقاد مجلس جديد « در همان محل سابق » ( بهارستان ) به محض آنكه دو سوم نمايندگان آمادهء اشغال كرسيهاى خود شوند ، عضو عمومى براى تمامى جرائم سياسى ، و اجازهء بازگشت تبعيديها « 1 » را داد . آقاى سر جرج باركلى مىافزايد كه « به تمامى كنسولهاى ما در مراكز مختلف انقلاب دستور داده شده است به مليّون خاطرنشان كنند اكنون وظيفهء آنهاست كه هرچه در توان دارند براى تأمين سازشى بين جناح مردمى و شاه به كار گيرند . » امّا سر ادوارد گرى در مراسلهاى تلگرافى ، كه يا در پاسخ اين نامه يا قبل از آن نگاشته شده است ، به وزيرمختار بريتانيا دستور داد كه « اكنون اگر مليّون به اين تسليم ديررس شاه راضى نباشند ، ما نمىتوانيم به هيچوجه مسئول باشيم » و « در چنين صورتى برخورد شما بايد برخوردى شديدا بيطرفانه باشد و از هرگونه اقدامى كه ممكنست به عنوان دخالت تعبير شود ، اجتناب كنيد « 2 » . »
در اين ضمن ، رهبران ملّىگرا ، كه در اين موقع هيچ وسيلهاى براى قضاوت مقاصد انگلستان در روسيه ، جز از طريق نظام داخلى سياستهاى آنها ، در اختيار نداشتند ، از دست كشيدن از تداركات خود
هامش
( 1 ) . كتاب سفيد [ كد 4733 ] شمارهء 287 ، ص 130 .
( 2 ) . همان مرجع ، شمارهء 786 ، ص 130 .