تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
به دشوارى مىتوان پذيرفت . آقاى پانوف كه تحت نام مستعار « تانه » مقاله مىنوشت ، بلغارىالاصل بود و يكى از انگليسيان مقيم سن پترزبورگ ، كه او را پس از اخراجش از ايران ملاقات كرد ، وى را چنين توصيف مىكند « برداشت شخصى من از پانوف ، برداشت نامطلوبى نبود . وى آشكارا ماجراجو و مرد عمل بود ، نه مرد كتاب . امّا به‌نظر من در وضعيت موجود ايران اين امر براى يك خبرنگار يك امتياز محسوب مىشد . وى داراى گذشته‌اى ماجراجويانه بوده است ، در مقدونيه عضو اركستر موسيقى بوده ؛ پدرش در يك زندان تركيه مرده برادر و خواهرش در زندان توسط تركها به قتل رسيده بودند ، برخى از بياناتش در مورد ايران خام و خشن بودند و در سخنرانيش در كلوپ زنان هم مسلما بيش از اندازه جانب احساسات را گرفت . معهذا ، تا آنجا كه من توانستم اظهاراتش را وارسم ، به‌نظر مىآيد كه فردى بسيار مطلع است و دبيران نشريه « ريش » اعلام داشتند كه كاملا از او راضى هستند . . . رويهمرفته معتقد شدم كه قابل‌اعتماد است و هنوز هم خلاف آن بر من ثابت نشده است . . . روشن است هنگامى كه پانوف اسناد دال بر اتهام عوامل روسيه در تهران را منتشر سازد ، ( حكومت ) روسيه آماده است كه به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم اسنادى را كه احتمالا مىتوانند وى را رسوا كنند منتشر نمايد . شايد خوب باشد هنگامى كه شما مقالهء پانوف را دريافت مىكنيد ، اين را در نظر داشته باشيد . » تا آنجا كه مىدانم ، مقالهء فوق‌الذكر تاكنون منتشر نشده است . اما من يك نسخه تايپى آن را به زبان روسى - ، در بهار 1909 دريافت و ترجمهء انگليسى آن را تهيه كردم اين مقاله تحت عنوان « عوامل تحريك كنندهء روسيه در ايران ، و متشكل از 60 قسمت است . قسمت اول جزوه يا مقاله‌اى است در مورد ايران ، خاصه تاريخ اخير اين كشور و علل و عوامل انقلاب ، قسمت دوم گزارشات به اصطلاح محرمانهء كلنل لياخوف است كه عن‌قريب ذكر بيشترى در مورد آن خواهد رفت ، قسمت سوم شرحى است از مكالمه‌اى كه بين نويسنده و ايزولسكى ، وزير امور خارجهء روسيه ، در ژانويهء 1909 در سن پترزبورگ صورت گرفته ؛ قسمت چهارم روايت نويسنده از اخراجش از ايران در دسامبر 1908 توسط آقاى سابلين ، كاردار روسيه در تهران است ؛ قسمت پنجم افشاگرى پيرامون پيشنهادى به ايران و نكوهش آن ؛ و قسمت ششم برداشتى است از شاپشال خان ، معلم سرخانهء سابق شاه و عامل معروف يهودى روسيه در ايران . قسمت دوم اين مقاله ، يعنى مراسلهء لياخوف ، است كه در اينجا عموما مورد نظر ماست . اما نخست بايد مطالبى در مورد ماجراهاى پانوف بيان شود . به‌نظر مىرسد كه وى بلافاصله پس از كودتا به تهران رفته باشد . زيرا در زمينهء اخراج خود از