تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
12 . آرزو دارم كه تمامى اهالى تهران مرا در نظارت بر كل امور متعلق به انتظام شهر يارى كنند . ( امضاء ) پالكوانيك ( كلنل ) لياخوف ، افسر فرمانده بريگاد قزاق اعليحضرت همايون شاهنشاهى ، ارواحنا له الفداه « 1 » . اين اعلاميه ، به‌رغم ظاهر موجهش ، موجب توقف تمامى فعاليتهاى مشروطه‌خواهان در تهران طى دوازده ماه آتى گرديد . زيرا حق اجتماع و ايراد خطابه به نحو مؤثرى ملغى ، مطبوعات آزاد معدوم و حق تملك و حمل سلاح يا آلات حفر و ايجاد سنگر موقتا غيرممكن گشت . بدين ترتيب ، تهران زير پاشنه‌هاى آهنين كلنل لياخوف و قزاقهايش به خاك افتاده و ديگربار خودكامگى غالب گرديد ، مشروطيت نوپا درهم شكست ، مطبوعات خاموش و رهبران مردمى يا با خشونت به قتل رسيده بودند - چون ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و ملك المتكلمين و حاجى ميرزا ابراهيم - يا در باغشاه در غل و زنجير بودند - همچون آن كسان كه نامشان افتاد - يا در جنگلهاى مازندران متوارى بودند - مانند سيد محمد رضا مساوات - و يا در سفارت بريتانيا پناهنده شده بودند - همچون تقىزاده . در اين حال به‌نظر مىرسيد تمامى آمال و اميدها براى حصول به آزادى و حكومت صالح در ايران بر باد رفته است . طبعا نقش برجستهء كلنل لياخوف و ساير افسران روسى بريگاد قزاق در اين‌زمان موجب انتقادات بسيار در محافل اروپايى گرديد . دفاع رسمى از اين امر ، كه در موارد عديده توسط سر ادوارد گرى در مجلس عوام مطرح گشت و از جانب تايمز مورد تاكيد قرار گرفت ، اين بود كه چون كلنل لياخوف در خدمت شاه قرار دارد ، مسئوليت اقداماتش بر عهدهء حكومت روسيه نيست . مع‌هذا ، هنگامى كه سر آرتور نيكلسون ، سفير بريتانيا در سن پترزبورگ ، در 9 نوامبر 1908 به آقاى ايزولسكى
( Izvolsky )
پيشنهاد كرد اين افسران روسى را « مىتوان توسط حكومتشان فراخواند » ، اين پيشنهاد ، نه بر اين اساس كه حكومت روسيه نمىتواند ايشان را فراخواند ، كه با اين استدلال كه در شرايط موجود فراخوان آنان « خطرناك » است ، رد گرديد « 2 » . حتى اگر به بيانات برجستهء آقاى پانوف
( M . Panoff )
كه در اواخر 1908 مدتى به عنوان خبرنگار مقيم روزنامهء ليبرال مشهور روسيه به نام « ريش »
( Ryech )
فعاليت مىكرد ، و مىبايست در باب وى و افشاگريهايش مطالبى معروض افتد ، اعتنايى نكنيم ، اين استدلال را
هامش
( 1 ) . ترجمهء اين سند را با متن آن‌كه در ص 159 « كتاب آبى » در مورد ايران [ كد 4581 ] درج گشته ، مقايسه كنيد . ( 2 ) . بنگريد به كتاب آبى در مورد ايران [ شمارهء 1 ، مورخ 1909 ، كد 4581 ] شماره‌هاى 299 و 305 ، صفحات 205 و 206 .