« بگذار سفرا و وزراى مختار كشورهاى دوست كه در اين پايتخت حاضرند ، شاهد باشند و شهادت دهند كه امور و اوضاع اين ملت شريف تا چه پايه دشوار شده و چگونه كارد به استخوانشان رسيده است ! به درستى كه خداوند منتقم و متعال است . »
از سنه دوم چنين برمىآيد كه ليستى است كه توسط شاپشال خان يهودى روسى معروف و استاد پيشين محمد على شاه براى يكى از دوستان روسى خود ارسال و در آن از جواهرات و ساير اشياء باارزشى صحبت مىشود كه با وثيقه گذاشتن آنها شاه توانست از بانك روسى وام دريافت كند تا به مزدورانش جهت برپايى قيام مذكور بپردازد :
« صورت اشياء به رهن گذارده شده در بانك استقراضى روسيه در تهران ، با وساطت شاپشال خان از طرف اعليحضرت لوطىباشى دربار جهت دريافت مبلغ 60 هزار تومان وام براى هزينهء تفريح و عيشونوش و ديگر هزينههاى مربوطه و جهت اجير ساختن اوباش و تقسيم بين بسيارى از رجال خدانشناس ، به منظور انهدام پايههاى مجلس شوراى مقدس ، به شرح ذيل مىباشد :
- 5 هزار تومان به امضاء و فرمان اعليحضرت ؛
- بابت زيورآلات علياحضرت ملكه جهان شهبانوى ايران 20 هزار تومان ؛
- بابت سررشته تسبيح مرواريد از طريق خزانهدار سلطنتى ، « عدل السلطنه » ، 23 هزار تومان ؛
- بابت سه يا چهار قطعه جواهر ديگر 15 هزار تومان ؛
- مجموع 60 هزار تومان ، معادل 12 هزار پاوند .
« همچنين بايد بدانيم كه پس از مشورتهاى تلگرافى ، كه بين 10 تا 20 روز طول كشيد ، و پس از وارد شدن خدشهء بسيار بر شرافت نفس و نقض شرف و حيثيت ايران درنظر بانك ، مديريت بانك ، وزيرمختار روسيه و يكهزار تن از دولتمردانى كه در برابر حكومت 5 هزار سالهء ايران شايستهء بحث نيز نمىباشند ، روسها مجبور شدند با پذيرش نيم تنهء ملكه موافقت نموده و به اعليحضرت محمد على شاه مبلغ مورد بحث را وام دهند . »
« شاپشال خان در روند مكالمهء خود اين مسئله را نيز ذكر مىكند كه در روز دوم ، هنگامى كه پيشرفت وقايع در ميدان توپخانه رو به ركود داشت و تمام پول در بانك آماده بود و قرار شده بود كه سه عدد مرواريد را كه نزد عدل السلطنه بود به بانك برده و مبلغ 20 هزار تومان را دريافت نمائيم ، در آنروز عدل السلطنه مرا در انتظار نگاهداشت و همين مانده بود كه مرا در مقابل كاركنان بانك بدنام كند . »
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ادوارد براون
ص١٦٨