4 . لغو عرف « مداخل » يا سودهاى نامنظم و غيرمشروع ، خاصه در وصول مالياتها ؛
5 . رهايى از شرّ بلژيكيها و ساير بيگانگانى كه در اصل جهت سازمان دادن گمركات شروع به كار كرده بودند ، امّا در ايام اخير قدرتشان به ميزان بسيار خطرناكى افزايش يافته بود و هدفشان بيش از آنكه مهار ولخرجيهاى دربار باشد ، تشويق آن بود . بين اين بلژيكيها ، آقاى نوز و قائممقامش ، آقاى پريم ، مورد انزجار خاصى قرار داشتند .
امتياز تأسيس بانك ملّى در اوّل فوريهء 1907 اعطاء و توافقنامهء وام و حسابهاى جارى با دولت در 16 مارس از تصويب مجلس گذشت . در 10 فوريه ، شاه مجبور به اخراج آقاى نوز شد . نامبرده ، به هرحال ، تا 30 مه در تهران بازداشت بود بلكه مجبور به بازپس دادن شماره حساب مباشرتى خود گردد . با آشكار شدن اين مسئله كه وى به لحاظ افزايش سود خود از وام انگليسى - روسى حمايت مىكرده است ، نفرت عمومى از او بالا گرفته و در 2 مه هدف تظاهرات خصمانهاى واقع گرديد .
رهبرى تظاهرات عليه نوز را سعد الدوله ، وزيرمختار سابق ايران در بروكسل ، دشمن شخصى صنيع الدوله رئيس وقت مجلس ، و به اعتراف همگان ، وطنپرست و اصلاحطلبى سرسخت ، عهدهدار بود . بنابراين ، مجلس از پنج هدف ياد شده ، در هدف اوّل بهطور كامل و در بازپسين هدف به بخشى حياتى از آن دست يافت . تأسيس بانك ملّى دشواريهاى عظيمى را موجب آمد . زيرا اگرچه زنان ، مردان و كودكان فقير ، تحت تأثير كلام آقا سيد جمال الدين و ساير وعاظ ، حاضر به تقديم اندوختههاى اندك خود براى رفع اين نياز ملّى شدند ، امّا بزرگان و ثروتمندان از خود بىميلى نشان دادند . احساس همدردى پارسيان ، يا زرتشتيان ثروتمند بمبئى ، كه ممكن بود هم قادر و هم مايل به مساعدت مؤثر باشند ، بدبختانه با قتل بيرحمانه و بىسبب يكى از همكيشان آنان در يزد ، به نام ارباب پرويز ، در 12 فوريه ، از بين برده شد و گرچه مطبوعات و اكثر مردم ايران ، از جمله علماى اسلام ، از اين امر اظهار تأسف كردند ، ولى تأثير بدى در جامعهء زرتشتيان برجاى نهاد .
در اينجا از فرصت استفاده و نامهء دوست مكاتبهاى خود را ، كه پيش از اين ذكرش گذشت ، نقل مىكنم . اين نامه حدود اوايل مارس 1907 نگاشته شده و متن آن چنين است :
« مجلس ملّى ، چه به لحاظ قدرت و چه سرسختى ، پيشرفت كرده است . البته پيروزى عظيم آنها اخراج نوز بود كه حكومت به اكراه بسيار با آن موافقت كرد . آنها خواستههاى استراتژيك چندى را مطرح ساختند كه اين خواسته و مسئوليت وزرا از شمار مهمترين آنها بودند . حكومت اين تقاضاها را رد كرده به تهديد و دفع الوقت پرداخت . امّا بيهوده بود . شاه با سربازان ژندهپوش ، غيرمسلح ، بىحقوق
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: ادوارد براون
ص١٤٢