كاشف از اين است كه دولت هيچ همراه با ملت نيست و همان نحو استبداد و خودسرى كه در وزرا و حكام بود ، هست . » سپس ، وى در ادامهء سخن از حضور نامنظم و پاسخهاى طفرهآميز وزراى ماليه و علوم انتقاد كرد . يكى ديگر از نمايندگان ، سيد هاشم ، گفت : « اين وزرا هيچ دوست نمىدارند اين مجلس را . همينها بودند كه اينهمه كارها و خرابيها را كه در مملكت هست كردند . همينها اهل اين مملكت را كشتند و بعضى را بيرون كردند و جمعى را در كربلا هدف گلوله كردند « 1 » . همينها اموال و عرض و ناموس مردم را به باد دادند . » وى به گفتارش چنين خاتمه داد : « شما براى چه اينجا نشستهايد ؟
اين چه مجلسى است ؟ اين چه كارست ؟ بايد اخلال خائنين را رفع كرد و قانون را اجرا داشت . » حاجى سيد نصر اللّه مجددا رشتهء سخن را چنين به دست گرفت : « اطراف شاه كسانى هستند كه راضى به پيشرفت مجلس نيستند و نمىخواهند كه قانونى باشد . والّا ، اگر بخواهند كه كارها را اصلاح كنند ، مثلا توپخانه را خوب بود به يك شخص قابلتر مىدادند يا كارهاى ديگر را به اشخاص قابلرجوع كنند .
اگرچه اينها كار مجلس نيست ، ولى بايد گفت كه باز هم مثل سابق كارها اسمى نباشد ، برحسب استحقاق و لياقت باشد . » و اين سخنان ، كه گلچينى از بحث روز سهشنبه 7 ذيحجه و 22 ژانويه 1907 مجلس بود ، تا حدودى نمايانگر لحن و احساس عمومى مجلس بود .
مجلس با تمام نقايص كه احتمالا داشت ، كاملا به وضوح مىديد كه در كجا ضرورت اصلاحات بيش از ساير جايهاست . نمايندگان مجلس ، از تجربيات ساير ممالك مسلمان ، چون مصر و تونس كه از دخالت اروپائيان آسيب ديده بودند ، پند آموخته و آشكارا خطر بدهكارى به يك ، و از آن بدتر به دو ، قدرت بزرگ اروپايى را درك مىكردند ، هرچند اين قرض مبلغ ناچيز سه يا چهار ميليون پاوند باشد . آنان مىديدند كه ولخرجيهاى شاه و دربار منبع اوّليهء اين خطر است . همچنين ايشان به شرّ ذاتى نظام اجارهء ماليات ، كه در پرتو آن از هر ده تومان وصولى حكام مستبد از روستائيان به سختى يك تومانش به خزانهء دولت مىرسيد ، آگاه بودند . لهذا ، در نخستين مراحل اساس مساعى آنان بر مسائل زير متمركز بود :
1 . ممانعت از اخذ هرگونه وام جديد از انگليس و روس ؛
2 . تثبيت ميزان حقوق پادشاه و تحديد جدى وى به همان ميزان عايدى ؛
3 . تأسيس بانك ملّى ؛
هامش
( 1 ) . به اين رخداد پيش از اين اشارت داشتيم .