تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مسئلهء تأسيس بانك ملى با روندى نامطلوبتر پيش مىرفت ؛ گرچه مساعى سترگى براى گردآورى سرمايهء لازم از طريق اعانه انجام گرفت . حدود يكصد تن از افراد هريك پنج هزار تومان مساعدت كردند ، در حالى كه پاره‌اى ديگر مبلغى حتى بيشتر ، تا حدود سى هزار تومان ، اعانه دادند . مردم فقير هم يارى كردند . طلاب كتب خود را و زنان زيورآلاتشان را براى حمايت بانك فروختند . تنها در تهران يك ميليون تومان گردآورى گرديد ، در حالى كه تبريز هم قول يك ميليون تومان ديگر از طرف خود و ايالت آذربايجان را داده بود . امّا شاه موافقت با تأسيس بانك را مشروط به دريافت يك وام فورى دو ميليون تومانى كرد ، در حالى كه بانكهاى روس و انگليس هم مشكلات و دشواريهاى ديگرى در راه تأسيس بانك مىآفريدند و تا آن‌جا كه ميسر بود مىكوشيدند كسب پول براى اين بانك را دشوار و ناياب كنند . زيرا ، بنا به اقوال ، بر آن بودند كه اگر بانك ملّى با سرمايهء شش ميليون تومان تأسيس شود ، آنان دير يا زود كسب و كار خود را از دست داده و مجبور به كناره‌گيرى به نفع اين بانك خواهند گرديد . به‌هرحال ، بازمىگرديم به مسئله مجلس كه از 7 اكتبر تشكيل جلسه داده بود . در 10 دسامبر ، مجلس از مظفر الدين شاه خواستار پاسخى فورى در باب امضاء يا عدم امضاء قانون مشروطيت گرديد . در 17 دسامبر ، محمد على ميرزا وليعهد از تبريز به تهران رسيده و صبح 30 دسامبر قانون مشروطيت را امضاء كرد و همچنين سند جداگانهء ديگرى را كه طى آن متعهد مىگشت كه لااقل مجلس موجود را به مدت دو سال منحل ننمايد . اينكه چگونه به اين تعهد و ساير مواعيه مشابه خود پاىبند باقى ماند ، بر همگان آشكار است و در فصول آتى مورد بحث قرار خواهد گرفت .