پيشنهاد اين وام توسط ناصر الملك به مجلس داده شد . امّا مجلس با اين استدلال كه وام مزبور استقلال ايران را به مخاطره خواهد انداخت ، با آن مخالفت كرده و قريب 60 تن از نمايندگان آن را رد كردند و در عوض از طرح يك وام داخلى ، به مثابه پيشنهادى جايگزين ، حمايت نمودند و يك هفته بعد اين طرح به اتفاق آراء تصويب شد . اين تصميم مهم فورا اين مسئله را روشن ساخت كه مجلس جديد قصد ندارد كه صرفا آلت دست شاه و درباريان باشد و در مورد خطر دخالت خارجى و ضرورت مطلق كنترل نفوذ بيگانه ، كه طى 17 يا 18 سال گذشته با سرعتى مخوف باليده بود ، كاملا هشيار است .
اقدامات تركيه هم موجب نگرانيهاى شديد گشته بود . زيرا اين كشور نه تنها در مرز شمالغربى ، كه در كربلا نيز ، كه گرچه در قلمرو تركيه بود امّا تقريبا و بهطور كامل جمعيت آن را ايرانيانى تشكيل مىدادند كه به سبب تقدس اينمكان بدانجا رفته بودند ، به اقداماتى تحريكآميز مبادرت كرده بود .
دردسر اخير در پايان اكتبر و در نتيجهء تلاش مقامات تركيه براى وصول مالياتى مورد اختلاف شروع ، و متعاقب آن قريب دو هزار تن از ايرانيان كوشيدند به كنسولگرى بريتانيا پناهنده شوند . به آنها جواز ورود داده نشد و درهاى كنسولگرى به رويشان بسته شد . در پى آن ايرانيان سعى كردند درها را با ميلههاى آهنين شكسته و باز كنند كه در نتيجهء آن برخوردى بين ايشان و سربازان ترك روى داد و ظاهرا تعدادى سربازان و دو برابر آنها از ايرانيان كشته و مجروح شدند . در باب اختلافات مرزى ، كه لااقل از اوايل 1906 پديد آمده و كماكان در ژوئيه 1908 به گونهاى حاد وجود داشت ، روشن بود كه تركها متجاوزند . آنها نقاطى را در بخش ايرانى كوههاى بين سلماس و « مرگور » - در غرب اروميه - مدعى شده و اشغال كرده بودند كه كوچكترين حقى بر آنها نداشتند . بيمارى شاه ، كه مستمرا پيشرفته و حاد مىگرديد ، و نيز تفرقهاى كه بين عناصر روحانى و غيرروحانى حزب مردمى بروز كرده بود ، مزيد بر علت گشت . عناصر غيرروحانى آشكارا روحانيون را به تعقيب منافع و كسب عظمت براى خويشتن متهم مىكردند . انتخابات ايالات نيز همچنان به تعويق انداخته مىشد كه اين خود بدگمانى نسبت به حسننيت شاه را ، كه كماكان توشيح عملى قانون اساسى را معوق مىگذاشت ، موجب گرديد « 1 » .
در 29 نوامبر 1906 ، خبرنگارى كه پيش از اين هم از وى نقل قول كردهام ، وضعيت عمومى
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تايمز ، مورخ 10 دسامبر 1906 .