را نقل مىكرد ، تابلويى قابلتحسين بود . در بخشهاى غمانگيز روضه ، شنوندگان به شيوهء خاص و خارقالعادهء ايرانى مىگريستند و به نشانهء اندوه بر سر مىزدند . من بين چادرها مىگشتم و هرشب شاهد اين منظرهء جالب بودم . واقعا معتقدم در اين سه هفته بيش از تمامى شهورى كه در ايران بودهام ، زبان فارسى آموختم . هرروز سران مردم به ديدن من مىآمدند و خواهان اخبار و مشورت مىشدند .
بهرغم گرماى هوا و تعفن باغ ، هنگامى كه ماجرا پايان يافت واقعا متأسف شدم . »
« من مىكوشم به اختصار نكات اساسى اين قيام مردمى را به دست دهم . تحت حكومت عين الدوله ، اتابك سابق ، كشور به نابودى سوق داده شد . ايرانيان مىتوانند تا حدود بسيار زيادى سوء حكومت را تحمل كنند ، امّا حتى آنان نيز ديگر نتوانستند از استبداد و سوءمديريت اين وزير حمايت نمايند . بهعلاوه ، انقلاب روسيه هم تأثير حيرتآورى بر اين كشور داشته است . مردم رويدادهاى روسيه را با توجهى خاص نظاره كرده و چنان مىنمايد كه روحى جديد بر آنان حاكم گشته است . آنان از حكام خود خسته شده و به تقليد از سرمشق روسيه به اين فكر افتادهاند كه مىتوان حكومتى ديگر و بهتر داشت . در دسامبر 1905 ، آنگاه كه جميع علما شهر را ترك و در شاه عبد العظيم به اعتراض بست نشستند ، نارضايى به اوج خود رسيد . پس از شش هفته اقامت در آنجا ، با دادن وعدهء تأسيس « عدالتخانه » از آنها خواسته شد به شهر بازگردند . نياز به گفتن نيست كه اتابك به هيچوجه قصد وفا به اين وعده را نداشت . بر خلاف انتظار ، ماه محرم - 25 فوريه تا 26 مارس 1906 - به آرامى سپرى شد و تا اواسط ژوئن آرامش نسبى حاكم بود . تا آنكه مردم با مشاهدهء عدم وفاى شاه به مواعيدش ، بيقرار و بىتاب شده و سرانجام در آغاز ژوئيه قيامهايى جدى به وقوع پيوست . بازارها بسته و قريب پنج هزار تن در مسجد جامع تحصن گزيدند . اتابك مسجد را به وسيلهء سربازان محاصره و بدين ترتيب خط تداركاتى آنان را قطع و ايشان را به خروج از مسجد واداشت . در خارج مسجد نزاعى درگرفت كه طى آن دو سيد قرآنبهدست كشته شدند . بااينوجود ، سربازان ، عمدتا به سبب مواجب بالايى كه طى اين قيامها مىگرفتند ، به گونهاى غيرمنتظره وفادار ماندند و مقاومت مردم درهم شكست .
سردستهء بستيان و تنى چند از مجتهدين طراز اوّل از شهر اخراج شدند و چنان مىنمود كه اوضاع مجددا آرام گشته است . امّا اين صرفا آرامش قبل از طوفان بود . مردم با دريافت عدم توانايى خود به قيامى مسلحانه عليه حكومت ، بر آن شدند كه در مقر سفارت بريتانيا بست نشينند و اين اقدام شيوهاى موفقيتآميز براى حصول به اهداف ايشان بود . شاه چندين قاصد را به همراه دستخطهايى به مقر سفارت روانه كرد . امّا مردم از پذيرش آنان سرباز زدند . سرآخر ، شاه مجبور به عزل اتابك و نصب
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: ادوارد براون
ص١٢٦