مىگويم : ظاهرا منظورش از آنچه خواهد آمد ، خبر عبد اللّه بن جندب است كه گفت : به حضرت ابو الحسن عليه السّلام اين مسأله را نوشتم : شخصى مىخواهد اعمالش را از نيكىها و نماز و كار خير بر سه بخش قرار دهد ؛ يك سوم آنها را براى خودش و دو سوم را براى والدينش ، يا اينكه به تنهايى از كارهاى مستحبّى خود ، چيزى را براى آنان اختصاص دهد و اگر يكى از آن دو زنده و ديگرى مرده باشد [ چه حكمى دارد ] ؟ پس آن حضرت عليه السّلام به من نوشت : اما از طرف مرده خوب و جايز است و اما زنده روا نيست مگر نيكى و صله . « 1 »
و فعلا منظورمان اين نيست كه جواز و عدم جواز نيابت از زندگان در نمازهاى مستحبّى را بيان كنيم ، كه تحقيق دربارهء آن جاى ديگرى دارد ، بلكه هدف ما در اينجا آن است كه ترجيح داشتن نيابت از زندگان و مردگان مؤمنين در دعا كردن براى مولايمان صاحب الزمان و تعجيل فرج و ظهور آن جناب عليه السّلام را بيان نماييم ، و حديث ياد شده بر اين مطلب دلالت دارد ، زيرا كه دعا در حقّ مولايمان عليه السّلام بدون شك از برترين اقسام نيكى است ، و اين حديث دلالت دارد كه نيابت كردن - هرچند از شخص زنده - در نيكى و صله كار پسنديدهاى است . و همينطور خبر محمد بن مروان دلالت مىكند بر اينكه نيكى نسبت به والدين زنده باشند يا مرده ، خوب و پسنديده است و ظاهرا ياد كردن نماز و صدقه و حجّ از باب مثال است . بنابراين با توجه به آنچه ياد كرديم به ضميمهء اين فرازهاى دعاى عهد : « اللّهمّ بلّغ مولاي صاحب الزّمان عن جميع المؤمنين و المؤمنات في مشارق الأرض و مغاربها و برّها و بحرها و سهلها و جبلها حيّهم و ميّتهم و عن والديّ و ولدي و عنّي من الصّلوات و التّحيّات . . . »
خداوندا ! به مولايم صاحب الزمان عليه السّلام از سوى تمام مردان و زنان باايمان در سراسر قلمرو زمين ، شرق و غرب و خشكى و دريا و هموار و كوه آن ، زنده و مردهء آنان ، و از سوى والدينم و فرزندانم و از سوى خودم ، از درودها و تحيّتها و سلامها ابلاغ فرماى . . . .
و به ضميمهء آنچه دربارهء نيابت از زندگان در زيارتها و دعاها و حج و طواف و مانند اينها وارد شده ، از ملاحظهء تمام اينها به دست مىآيد كه نيابت كردن در دعا براى مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام و خواندن دعاهاى روايت شده در حقّ آن حضرت ، بلكه در ساير انواع دعاها ، نيابت كردن از زندگان مؤمنين و مؤمنات ، به ويژه صاحبان حقوق و خويشان نيكو است ، چنانكه خوبى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه 5 / 368 ح 16 .