پافشارى بر آن آمده ، از جمله : در بحار ، از على بن عاصم كوفى ، از مولايمان حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت است كه فرمود : حديث گفت مرا پدرم ، از جدّم ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كه فرمود : هركس از يارى ما اهل بيت ناتوان باشد اما در خلوتهاى خود دشمنانمان را لعنت كند ، خداوند صدايش را به تمام فرشتگان از زمين تا به عرش خواهد رسانيد ، پس هرچه اين مرد دشمنانمان را لعنت كند ، فرشتگان او را يارى نمايند و هركه را لعنت كند ، آنها هم او را لعنت كنند ، سپس بار ديگر [ بر دشمنان ] لعنت فرستند ، آنگاه گويند : خداوندا ! بر اين بندهات درود فرست كه آنچه در توان داشت بذل كرد و به كار برد و اگر بيش از اين را توان داشت انجام مىداد ، كه ناگاه از سوى خداى تعالى ندا مىآيد : دعاى شما را به اجابت رساندم و خواستهء شما را پذيرفتم و بر روان او در ميان ارواح پاكان درود فرستادم و او را از برگزيدگان نيكان قرار دادم . « 1 »
مقصد دوم : در چگونگى دعا براى تعجيل فرج و ظهور آن حضرت عليه السّلام آشكارا يا به كنايه
بدان كه اين برترين مقصد و عالىترين مطلب به گونههاى مختلفى حاصل گردد كه به آنها اشاره مىكنيم ، تا خواننده بينش بيشترى يابد و بتواند امثال اينها را با تيزبينى و خوشباطنى استخراج نمايد :
اوّل : اينكه به صراحت از خداى تعالى اين امر را مسألت نمايد و به زبان فارسى يا عربى يا هر زبان ديگرى تقاضايش را باز گويد ، مثل اينكه چنين دعا كند : « اللّهمّ عجّل فرج مولانا صاحب الزّمان عليه السّلام » ؛ خدايا ! فرج مولاى ما صاحب الزمان عليه السّلام را زودتر برسان . يا بگويد : « عجّل اللّه تعالى فرجه و ظهوره » ؛ خداى تعالى فرج و ظهور آن حضرت را تعجيل فرمايد .
دوم : اينكه از خداوند - عزّ اسمه - درخواست كند كه فرج و گشايش امر آل محمد عليهم السّلام را تعجيل فرمايد و زودتر برساند ، چون فرج آن حضرت همان فرج آنها است ، چنانكه در دعاها و روايات ، اين معنى آمده است .
سوم : اينكه فرج و گشايش امر تمام مؤمنين و مؤمنات ، يا فرج اولياى خداى تعالى را مسألت دارد ، زيرا كه با فرج آن جناب عليه السّلام فرج اولياى خدا انجام مىگردد ، چنانكه در روايت رسيده است .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 27 / 223 و در حديث ديگر اين معنى از امام صادق عليه السّلام روايت شده .