و حديث پيش از آنها و حديثى كه از مجالس شيخ صدوق روايت آورديم دلالت دارند بر اينكه سكوت و خاموشى به خودى خود عبادت مستحبّى است ، هرچند بر امر راجحى - از قبيل تفكّر و تقيّه و مانند اينها - مشتمل نباشد ، و روايات چندى بر اين مطلب دلالت دارند كه ان شاء اللّه تعالى آنها را خواهيم آورد .
و مجلسى رحمه اللّه در دلالت حديث اخير تأمّل كرده ، و در شرح فرمودهء امام عليه السّلام : « نيكوكار نوشته مىشود . . . » گويد : « يا به خاطر ايمانش و يا براى سكوتش ، زيرا كه آن [ سكوت ] از اعمال صالحه و كارهاى نيك است ، چنانكه ناظران در اين خبر يادآور شدهاند » . سپس گفته : « و من مىگويم :
فرض اوّل نزد من اظهر است ، هرچند كه بيشتر افراد به آن توجه ننمودهاند چونكه آن حضرت عليه السّلام فرمود : « و هنگامى كه سخن بگويد نيكوكار يا بدكار نوشته شود » ، زيرا كه بنابر احتمال دوم حصر از بين مىرود ، چون ممكن است سخن مباحى بگويد كه نه نيكوكار شود و نه بدكار ، مگر بدكار را مجازا عموميّت دهيم كه بهطور مطلق غير نيكوكار را شامل گردد ، و اين بعيد است .
اگر اشكال شود : بنابر آنچه اختيار كرديد ايراد مىگردد كه هنگام گفتن سخن حرام ثواب ايمان برايش حاصل است ، پس هم نيكوكار است و هم بدكار بنابراين مردّد بودن بين نيكوكار و بدكار درست نيست ؟
در جواب گويم : ممكن است منظور از نيكوكار ؛ نيكوكارى است كه هيچ بدى نكند ، چنانكه ظاهر همين است ، پس مقابله [ بين نيكوكار و بدكار ] صحيح مىباشد ، اضافه بر اينكه باقى بودن ثواب استمرار ايمان با وجود ارتكاب معصيت را ممنوع مىدانيم ، و به عدم [ إستمرار ثواب ايمان ] اشاره دارد فرمودهء معصومين عليهم السّلام : « زناكننده درحالىكه مؤمن است زنا نكند » و امثال آن كه بعضى از اين احاديث گذشت ، و اين بيان مىتواند يكى از محملهاى اين اخبار باشد و يكى از علل آنچه روايت آمده كه : « خواب عالم عبادت است » يعنى او در حال خواب هم در حكم عبادت است ، به خاطر استمرار ثواب عمل و ايمان او و چيزى كه آن را در آن حال باطل كند از او صادر نمىشود » « 1 » .
و اين سخن از چند جهت محل نظر و اشكال است :
اوّل : آنچه ايشان اظهر دانستهاند ظاهر نيست ، و مقيّد نمودن ثواب به اينكه براى ايمان اوست دليل و شاهدى بر آن نيست ، بلكه ظاهر آن است كه ناظران در خبر - كه بيشتر صاحبنظران
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، 8 / 225 .