محتوم داشته نبود ارواح آنها از بيم عذاب و شوق ثواب در كالبدهاىشان قرار نمىگرفت « 1 » .
توضيح : غالبا سكوت در حفظ زبان از سخن گفتن در جايى كه انسان در معرض سخن گفتن است به كار مىرود ، و صمت اعم از آن است ، و نطق غالبا در مقام مخاطبه به كار مىرود ، و تكلّم اعم از آن است .
در اصول كافى در خبر صحيحى از امام ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده كه فرمود : « همانا شيعيان ما لالها هستند » « 2 » . و در همان كتاب به سند موثّقى از امام كاظم عليه السّلام آمده كه شخصى به آن حضرت عرضه داشت : مرا سفارشى بنماى ، فرمود : زبانت را حفظ كن كه عزيز شوى ، و زمام امورت را به دست مردم مده كه خوار و زبون گردى « 3 » .
و در همان كتاب به سند صحيحى از امام رضا عليه السّلام آمده كه فرمود : از نشانههاى فقه حلم و علم و خاموشى است ، همانا خاموشى يكى از درهاى حكمت است ، همانا خاموشى محبّت مىآورد ، به درستى كه آن راهنماى هر خيرى است « 4 » .
و در خبر صحيحى از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به شخصى كه به محضر آن جناب مشرّف شده بود فرمودند : آيا تو را راهنمايى كنم به چيزى كه خداوند به سبب آن تو را به بهشت برد ؟ عرضه داشت : آرى ، يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله ، فرمود : از آنچه خداوند به تو داده ديگران را دستگيرى كن ، عرض كرد : اگر خودم به آنچه مىخواهم ببخشم نيازمند باشم چطور ؟ فرمود :
پس مظلوم را يارى كن ، عرضه داشت : اگر از كسى كه مىخواهم يارىاش كنم ناتوانتر بودم چه ؟
فرمود : پس كارى براى نادان كن - يعنى او را راهنمايى كن - گفت : چنانچه خودم از كسى كه مىخواهم راهنمايىاش كنم نادانتر بودم ؟ فرمود : پس زبانت را بربند جز از خير ، آيا شادمان نيستى كه يكى از اين صفات در تو باشد كه تو را به بهشت بكشاند ؟ « 5 » .
و در كافى از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : بنده پيوسته نيكوكار نوشته مىشود مادام كه ساكت باشد ، و هنگامى كه سخن بگويد نيكوكار يا بدكار نوشته شود « 6 » .
شيخ صدوق نيز در فقيه مانند اين حديث را از امير المؤمنين عليه السّلام آورده است « 7 » . و اين دو حديث
هامش
( 1 ) . الأمالى ، 330 .
( 2 ) . اصول كافى ، 2 / 113 .
( 3 ) . اصول كافى ، 2 / 113 .
( 4 ) . اصول كافى ، 2 / 113 .
( 5 ) . اصول كافى ، 2 / 113 .
( 6 ) . اصول كافى ، 2 / 116 .
( 7 ) . من لا يحضره الفقيه ، 4 / 394 ، ح 5842 .