تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
اهتمام مىورزيده ، و امام عليه السّلام براى همين جهت در حقّ او دعا كردند . و نيز بر عقل و هوش و فهم وافر او دلالت دارد . و به آنچه بيان كرديم حال و وضع حمّاد از لحاظ دينى و عقيده و مورد اطمينان بودن و جلالت قدر معلوم شد ، و از آنچه مولانا مجلسى رحمه اللّه پنداشته است كه حكم به مجهول بودنش نموده خارج است .

هفتاد و چهارم : حفظ زبان از غير ياد خداوند و مانند آن

و اين كار هرچند كه در هر زمان خوب و پسنديده است ولى چون انسان در زمان غيبت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام بيشتر در معرض خطر و زيان و فتنه و امتحان است ، اهتمامش به اين امر مؤكّدتر و مهم‌تر از ساير زمان‌هاست . شيخ صدوق در كتاب كمال الدين در خبر صحيحى از جابر از مولايمان حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت آورده كه فرمود : زمانى بر مردم فرامىرسد كه امام آن‌ها از نظرشان غايب مىشود ، خوشا به حال آن كسانى كه در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند ، كم‌ترين چيزى كه از ثواب به آن‌ها مىرسد اين‌كه خداوند - جلّ جلاله - آنان را ندا مىكند و مىفرمايد : اى بندگان و كنيزان من به سرّ من ايمان آورديد و غيب مرا باور داشتيد ، پس بشارت باد شما را به نيكى و ثواب از من كه شما به حق بندگان و كنيزان من هستيد ، از شما مىپذيرم و شما را عفو مىكنم و گناهانتان را مىآمرزم و به سبب شما باران به بندگانم مىرسانم و بلا را از آن‌ها دفع مىكنم ، اگر شما نبوديد عذاب خود را بر آن‌ها نازل مىكردم . جابر گويد : عرضه داشتم : اى زادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بهترين كارى كه مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست ؟ فرمود : حفظ زبان و خانه‌نشينى . « 1 » و در مجالس شيخ صدوق به سند خود از امام صادق عليه السّلام از پدرانش روايت آمده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس خداى تعالى را بشناسد و تعظيمش كند دهانش را از سخن و شكمش را از غذا باز خواهد داشت ، و رنج روزه و شب‌زنده‌دارى را بر خود هموار خواهد ساخت ، [ اصحاب ] گفتند : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پدران و مادرانمان فدايت باد ، اينان اولياى خدا هستند ؟ فرمود : همانا اولياى خدا ساكت ماندند پس سكوتشان انديشه بود ، و چون سخن گفتند سخنشان ذكر بود ، و چون نگريستند نگاهشان عبرت بود ، و زبان گشودند پس نطقشان حكمت بود ، و راه رفتند پس راه رفتنشان در ميان مردم بركت بود ، چنانچه اجل‌هايى كه خداوند بر آنان
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 1 / 330 .