پيروى و اقرار و اعتقاد به امام و إعراض از دشمنان و مخالفانش خواهد شد ، و بدين وسيله امام خود را يارى مىدهد ، و با دشمنانش اينچنين جنگ مىكند ، چنانكه امام عليه السّلام در حديث گذشته فرمود : و به وسيلهء ورع ، دشمنانمان را در رنج و فشار قرار دهيد .
و امّا اينكه اعانت و يارى خودشان است وجه اوّلش آن است كه : جدّيت در اطاعت و پرهيز از معصيت سبب بقا و ثبات ايمان مىشود ، همچنانكه افتادن در گناه و اصرار در بدىها بسا كه مايهء زوال ايمان گردد ، خداى - عزّ و جل - فرمايد :
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » ؛ و سرانجام آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند اين شد كه آيات خدا را تكذيب نموده و به إستهزا گرفتند .
وجه ديگر اينكه : كوشش و تلاش در اطاعت و پرهيز از گناهان ، و پيروى از امام عليه السّلام سبب مجاورت با او در بهشت برين مىشود ، و اين اعانت كردن مؤمنين نسبت به خودشان در رستگارى به مجاورت امام در منزلگاه سلامت و جايگاه گرامى ( بهشت ) مىباشد ، همچنانكه مخالفت نمودن با او در اعمال موجب محروم ماندن از اين ثواب و دور شدن از جوار ائمهء
هامش
ادامه از صفحه قبل - هركس از شيعيان كه بينى اطاعتم مىكند و به سخنم عمل مىنمايد سلام برسان ، و شما را به خداترسى سفارش مىكنم و ورع در دينتان و تلاش براى خدا ، و راستگويى و أداى امانت ، و طول سجود ، و خوب همسايهدارى ، كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله اينها را آورد ، امانت را نسبت به هركسى كه به شما سپرد رعايت نماييد ، نيكوكار بود يا بدكار . زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله أمر مىفرمود نخ و سوزن هم ادا شود ، عشيرههايتان را صله كنيد ، و در تشييع جنازههاى امواتشان شركت نماييد . و بيمارانشان را عيادت كنيد ، و حقوقشان را أدا نماييد ، زيرا كه هرگاه كسى از شما در دينش ورع داشته باشد ، و در گفتارش راست بگويد ، و امانت را أدا نمايد ، و خلق و خويش را با مردم نيكو گرداند گفته خواهد شد : اين شخص جعفرى است ، و آن مرا خرسند خواهد ساخت ، و از اين جهت شادمان خواهم شد ، و گفته مىشود : اين ادبآموزى جعفر است ، و چنانچه بر خلاف اين باشد بلا و ننگش بر من رسد ، و گويند : اين است ادبآموزى جعفر ! پس به خدا سوگند پدرم عليه السّلام برايم حديث گفت اينكه : چنان بود كه هرگاه كسى در قبيلهاى از شيعيان على عليه السّلام زينت آنها به شمار مىرفت امانتدارىاش از همه بيشتر ، و رعايت كردن حقوقش از همه بهتر و راستگوئىاش از همه زيادتر بود ، وصيتها و سپردههايشان را نزد او قرار مىدادند ، از عشيره دربارهء او سؤال مىشد . مىگفتند : چه كسى مثل فلانى است زيرا كه او از همهء ما امانتدارتر و راستگوتر است » . و در همان كتاب [ 2 / 636 ، حديث 4 ] در خبر صحيحى از معاوية بن وهب آمده كه گفت : « به آن حضرت عرضه داشتم : چگونه شايسته است كه با قوم خودمان و مردمانى كه با ايشان معاشرت مىكنيم رفتار نماييم از كسانى كه بر شيوه و مذهب ما نيستند ؟ فرمود : به امامانتان كه به ايشان اقتدا مىكنيد بنگريد ، پس چنان كنيد كه آنان كنند ، كه به خدا سوگند ايشان بيماران آنها را عيادت كنند ، و در تشييع جنازههايشان شركت نمايند ، و به نفع و عليه آنان گواهى دهند و امانت را به ايشان أدا مىكنند » ( مؤلف ) .
( 1 ) . سوره روم ، آيه 10 .