و ما - ان شاء اللّه تعالى شأنه - در خاتمهء كتاب وجوه بسيارى را در تشبيه مولايمان صاحب الزمان - عجل اللّه فرجه الشريف - در زمان غيبتش به خورشيد هنگامى كه پشت ابر باشد خواهيم آورد كه خداى تعالى به بركت اولياى خويش به ما الهام فرموده است . و عدّهاى از علماى ما در كتابهاى خود تصريح كردهاند به اينكه تشرّف يافتن به ديدار حضرت حجّت عليه السّلام در زمان غيبت ممتنع نيست ، و به اينكه اين توفيق براى بسيارى از مؤمنين حاصل گرديده است .
سيّد مرتضى - رضى اللّه تعالى عنه - در كتاب الغيبة گويد : « اگر گفته شود : چه فرق است بين اينكه امام عليه السّلام وجود داشته باشد ، ولى غائب باشد ؛ و كسى به نزد او نرسد و بشرى از وى نفعى نبرد ، و بين اينكه اصلا وجود نداشته باشد ، و به اصطلاح ( معدوم ) باشد ، و آيا روا نيست كه در نيستى بماند تا هنگامى كه خداى مىداند كه رعيّت نسبت به او تمكين كنند و از او بپذيرند - چنانكه جايز مىدانيد كه او را مستور و غائب گرداند تا وقتى كه اطاعت و تمكين مردم را نسبت به او بداند كه در آن موقع او را آشكار سازد ؟ در جواب گفته مىشود : اولا : ما جايز و ممكن مىدانيم كه عدّهء كثيرى از اوليا و دوستانش و معتقدان به امامتش به خدمتش برسند ، و از فيض وجودش نفع برند ، و كسانى هم كه از دوستان و شيعيان آن جناب به خدمتش نمىرسند ، همان نفع را مىبرند كه در تكليف هست . . . » .
و سيد رضى الدين على بن طاووس رحمه اللّه در كتاب كشف المحجّة خطاب به پسرش گويد : « و راه به سوى امام تو عليه السّلام براى هركس كه خداوند - جلّ جلاله - عنايت و احسان نسبت به او مىخواهد باز است » « 1 » .
و از جمله علمايى كه به اين معنى تصريح كردهاند علّامهء مجلسى و بحر العلوم و محقق كاظمى و شيخ طوسى و علماى برجستهء ديگرى مىباشند . پس با آنچه از بركت اولياى خداى برايتان آورديم معلوم شد كه ديدن آن حضرت عليه السّلام در بيدارى و خواب در زمان غيبت كبرى امكان دارد ، و درخواست كردن اين امر از خداى قادر منّان مستحب است ، كه اوست توفيقدهنده .
هفتاد و سوم : اقتدا و تأسّى جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت عليه السّلام
پيروى كردن از آن جناب و الگو قرار دادن او در اخلاق و اعمال در آنچه مؤمن به حسب حال خود مىتواند انجام دهد ، معنى تشيّع و حقيقت مأموم بودن همين است ، و كمال ايمان و تماميّت موالات امام و همراهى با او در روز قيامت و مجاورت با حضرتش در بهشت با اين كار انجام
هامش
( 1 ) . كشف المحجّة ، 154 .