آورده است كه گفت : به حضرت ابو الحسن عليه السّلام نوشتم : شخصى مايل است حاجات خصوصى و اسرارى را با امام خويش در ميان گذارد همانگونه كه دوست دارد با پروردگارش باز گويد ، پس آن حضرت عليه السّلام در جواب نوشت : اگر حاجتى داشتى پس لبهايت را [ به شكل گفتن آن ] حركت بده كه همانا جواب به تو خواهد رسيد . « 1 »
و بنابر آنچه ياد آورديم باء در فرمودهء امام عليه السّلام : « يناجى بنا » زايد است براى تقويت و تأييد سخن ، و يا از جهت ملابسه و إلصاق مجازى ، در آن تدبّر كن .
وجه هشتم : عمل صالحين از علما و غير علما است ، كه شيوهء آنها بوده و هست اينكه تشرّف به ديدار آن حضرت عليه السّلام را از قديم الأيّام درخواست مىكردهاند ، به طورى كه جمعى از آنان چهل شب جمعه در مسجد كوفه و يا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله مانده و تضرّع و زارى و عبادت مىنمودهاند تا به اين رستگارى بزرگ نايل شوند . و رستگارى به لقاى آن جناب براى بسيارى از صلحا اتفاق افتاده ، و ماجراهايشان در كتابهايى از قبيل بحار « 2 » النجم الثاقب و دار السلام عراقى و غير آنها ياد شده است . و من از افراد مورد اطمينان وقايعى را شنيدهام كه در آن كتابها ياد نشده ، اكنون خصوصيات و چگونگىهاى آن وقايع در ذهنم نيست تا آنها را در اينجا بياورم .
حاصل اينكه تشرّف يافتن به ديدار آن بزرگوار در زمان غيبت امرى است كه ممكن است براى بسيارى از عوام و خواص مردم اتفاق افتاده ، و به همين پاسخ داده مىشود به بعضى از اهل شبهه از عامّه و غير آنها كه بر فرقهء اماميّه اعتراض مىكنند كه : در وجود امام غايب از نظر چه فايدهاى هست ؟ و نيز در جواب آنها گفته مىشود : فوايد وجود امام عليه السّلام در آنچه با مشاهده و ظهورش استفاده مىشود منحصر نيست ، بلكه فوايد وجود مبارك او بسيار است هرچند كه غايب باشد ، و آن فوايد به همهء خلايق مىرسد ، از همين روى در چندين روايت آن حضرت عليه السّلام به خورشيد در وقتى كه زير ابر باشد تشبيه شده ، مؤلّف سروده :
هو العلم الهادى بإشراق نوره * و إن غاب عن عينى كوقت ظهوره
ألم تر انّ الشمس ينشر ضوءها * إذا كان تحت الغيم حين عبوره
اوست آن آيتى كه با إشراق نورش هدايتگر است ، هرچند كه همچون وقت ظهورش از چشمانم غايب است .
آيا نمىبينى كه چگونه شعاع خورشيد همه جا پراكنده مىشود ، در آن موقع كه هنگام عبور زير ابر واقع گردد .
هامش
( 1 ) . كشف المحّجة ، 154 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 52 / 1 .