و در بحار و شرح اربعين مجلسى دوم آمده از كتاب المحتضر تأليف حسن بن سليمان شاگرد شهيد اوّل رحمه اللّه كه گفته : « روايت است كه حديثى به خط حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام يافت شده كه نوشته بود : « با گامهاى نبوت و ولايت به قلّههاى حقايق بالا رفتيم . تا آنجا كه فرمود : و به زودى چشمههاى آب زندگانى برايشان آشكار مىگردد پس از سوزش آتشها ، در وقتى كه عدد سالها به آلم ، و طه و طسها رسد » . « 1 »
در جواب گويم : اين دو روايت قاصرند از اينكه با رواياتى كه پيشتر آورديم معارض باشند ، هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت . زيرا كه روايت اوّل مرسل است تا خثيمة بن عبد الرحمن كه از ابو لبيد روايت كرده ، و خثيمه در كتب رجال ياد نشده ، و نسبت به ابو لبيد هم مدح يا مذمّتى ننمودهاند ، بنابراين روايت از جهت سند ضعيف است و بر آن اعتماد نمىشود . و روايت دوم اضافه بر اينكه مرسل است در حقيقت چيز يافت شدهاى است و روايت نيست ، با اين حال اين دو روايت از متشابهات اخبار است كه علم آنها به خود ايشان عليهم السّلام واگذار مىشود ، اضافه بر اينكه در روايت دوم اصلا ظهور قائم عليه السّلام ياد نشده است ، و خدا داند كه منظور از ظاهر شدن چشمههاى آب زندگانى چيست . و در روايت اول صراحتى نيست بر اينكه مراد از « قائم ما » همان مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام باشد ، زيرا كه لفظ « قائم » در چندين روايت بر كسى كه به امر حق يا براى يارى آنان عليهم السّلام بپاخيزد اطلاق شده است ، چنانكه بر پژوهنده در روايات ايشان - سلام اللّه عليهم اجمعين - پوشيده نيست ، از جملهء آن روايات : نعمانى به سند خود از امام صادق عليه السّلام آورده اينكه : امير المؤمنين عليه السّلام از چند حادثه كه پس از آن حضرت تا قيام قائم عليه السّلام خواهد بود سخن گفت ، حسين عليه السّلام عرضه داشت : يا امير المؤمنين خداوند كى زمين را از ظالمين پاك خواهد ساخت ؟ امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : خداوند زمين را از ظالمين پاك نخواهد ساخت تا اينكه خون حرام ريخته شود ، سپس جريان بنى اميّه و بنى العبّاس را در حديثى طولانى يادآور شد ، آنگاه فرمود : هرگاه قيامكننده در خراسان بپاخاست و بر سرزمين كوفه [ كرمان - خ ل ] و ملتان تسلط يافت ، و از جزيرهء بنى كاوان گذشت ، و قائمى از ما در گيلان قيام كرد و آبر و ديلم او را اجابت نمودند ، و براى فرزندان ( يا فرزند ) من پرچمهاى ترك در اطراف و اكناف پراكنده شود . و در اين گيرودارها باشند ، هرگاه بصره ويران شود و امير أمرا در مصر قيام كند . آنگاه آن
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 52 / 121 ، ح 50 .