مىباشد ، و اين - به حسب روايات ياد شده - به ظهور آن حضرت عليه السّلام مقيّد نيست ، و با ترتيب امامت و اينكه شمارهء امامان دوازده مىباشد منافاتى ندارد ، و ظاهر از اين روايات آن است كه ظهور دولت حق و غالب شدن امامان و شيعيان ايشان ، و تسلّط يافتنشان بر اهل باطل و گسترش دادن عدل و داد در دنيا چنين مقدّر بوده كه در سنهء هفتاد واقع شود به شرط آنكه مردم بر يارى امام حسين عليه السّلام متّفق مىشدند ، كه اين تكليفى بود بر عموم آنها چنانكه در احاديثى وارد گرديده كه ان شاء اللّه تعالى بعضى از آنها را خواهيم آورد ، پس چون به امر پروردگارشان فسق ورزيدند ، و از يارى ولىّشان خوددارى كردند ، غضب خداى تعالى بر آنان شدّت گرفت ، و نجات و رهايىشان از دست دشمنانشان ، و گسترش عدالت در ميانشان را تا سال صد و چهل به تأخير انداخت ، و اين موافق زمان امام صادق عليه السّلام است ، چنانكه در روايت سوم به آن تصريح شده است . و چون شيعيان امر امامان عليه السّلام را در مخفى داشتن اسرارشان مخالفت كردند ، و آنچه را دستور داشتند كتمان و مستور نمايند افشا ساختند ، و اين كفران نعمتى بود كه خداوند به آنان عنايت كرده بود ، خداى تعالى سزاى عملشان را داد به اينكه نجات و خلاصىشان را به تأخير انداخت ، چنانكه حديث ياد شده اين معنى را بازگو مىكند .
خداى - عزّ و جل - فرمايد :
ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ
« 1 » ؛ اين كيفر كفران آنها بود ، و آيا جز كفرانكننده را كيفر دهيم ؟
و اما احاديثى كه وعده داديم آنها را ياد كنيم :
از جمله ؛ در مجلّد دهم بحار به نقل از كتاب النوادر على بن اسباط از ثعلبة بن ميمون از حسن بن زياد عطار روايت آمده كه گفت : از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام دربارهء فرمودهء خداى - عزّ و جل - :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
« 2 » ؛ آيا نمىنگرى كسانى را كه به آنها گفته مىشد از جنگ خوددارى كنيد و نماز را به پاى داريد . . . پرسيدم ، آن حضرت عليه السّلام فرمود : دربارهء حسن بن على عليه السّلام نازل شد ، خداوند او را به خوددارى از جنگ امر فرمود . راوى گويد :
[ پرسيدم ] :
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ ؛ *
پس چون فرمان جنگ بر آنان آمد . . . ؟ فرمود : دربارهء حسين بن على عليه السّلام نازل شد ، خداوند بر او و اهل زمين فرض كرد كه در ركاب آن جناب قتال كنند « 3 » .
مىگويم : اين سه تن [ كه در سند حديث قرار دارند ] همگى مورد اعتماد ؛ امين ؛ و شيعهء امامى
هامش
( 1 ) . سوره سبا ، آيه 17 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 77 .
( 3 ) . بحار الانوار ، 44 / 220 ، ح 14 .