تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
هستند ، چنان‌كه علماى فن تصريح كرده‌اند ، پس حديث در منتهاى صحّت است ، و به همين معنى روايات متعددى آمده كه به منظور رعايت إختصار از ذكر آن‌ها خوددارى كرديم . و به آنچه بيان داشتيم ظاهر گشت كه وجهى ندارد اين‌كه اخبار گذشته را حمل كنيم بر آن‌كه نهى از وقت گذاردن را به صورت حتمى و صريح منحصر بدانيم ، يا آن‌كه نهى را به غير امامان عليهم السّلام اختصاص دهيم چنان‌كه بعضى از علما چنين كرده‌اند زيرا كه دانستى هيچ يك از اخبار پنج‌گانهء ياد شده بر تعيين وقت زمان ظهور مولايمان صاحب الزمان - عجل اللّه فرجه الشريف - اصلا دلالت ندارند ، بلكه در حديث دوم و سوم بر فرج نيز دلالت نيست ، زيرا كه بيش از اين از آن‌ها برنمىآيد كه امامان عليهم السّلام وقت آن را مىدانستند ، نه اين‌كه به ديگران هم خبر داده باشند . اضافه بر اين‌كه توجيهى را كه بعضى از علما نموده‌اند ، بر خلاف صريح فرمايش امامان عليهم السّلام است كه : « ما خاندانى هستيم كه وقت نمىگذاريم » و نيز : « در گذشته وقتى تعيين نكرديم ، آينده هم وقتى را تعيين نخواهيم كرد » ، و نيز : « براى هيچ كس وقتى را تعيين نكنيم » و غير اين‌ها . . . بنابراين روايات گذشته با صحّت و صراحتى كه دارند معارضى براى آن‌ها نيست تا به توجيه و تأويل آن‌ها نيازى داشته باشيم . اگر بگوييد : ممكن است تعارض كنند و منافات داشته باشند با آنچه در بحار و برهان از عيّاشى از ابى لبيد مخزومى از حضرت امام باقر عليه السّلام آمده كه آن حضرت فرمود ، « اى ابو السبيد ، همانا در حروف مقطّعهء قرآن علم بسيارى است ، خداى تعالى نازل فرمود : «
الم * ذلِكَ الْكِتابُ »
پس حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله قيام كرد تا اين‌كه نورش ظاهر گشت و سخنش بر دل‌ها نشست ، و آن حضرت متولد شد هنگامى كه از هزارهء هفتم ، صد و سه سال گذشته بود » . سپس فرمود : « بيان اين مطلب در كتاب خداوند در حروف مقطّعه هست ، هرگاه آن‌ها را بدون تكرار بشمارى ، و از حروف مقطّعه هيچ حرفى نمىگذرد جز اين‌كه با گذشت آن يكى از بنى هاشم قيام كند » . سپس فرمود : « الف يك ، و لام سى ، و ميم چهل ، و صاد نود است ، كه مجموع آن‌ها صد و شصت و يك مىباشد ، سپس آغاز قيام امام حسين بن على عليهما السّلام ( آلم * اللّه . . . » بود . و چون به آخر مدتش رسيد قائم فرزندان عبّاس در ( المص ) قيام كند ، و چون آن بگذرد قائم ما در : ( الر ) بپاخيزد ، پس اين را بفهم و به خاطر بسپار و [ از نااهل ] آن را كتمان كن » « 1 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 52 / 106 ، ح 13 . و عياشى 2 / 3 ، ح 3 .