قوىتر است ، ولى صبر ندارند كه آن را كتمان سازند ، كه اگر سرّى به ايشان گفته شود آن را منتشر و فاش خواهند ساخت ، پس مصلحت در اين است كه از چنين كسانى نيز مخفى گردد ، و شايد - به تأييد خداى تعالى و بركت اولياى او عليهم السّلام - ناظر به همين معنى باشد آنچه در بصائر به سند خود از ابو الصامت روايت آمده كه گفت : شنيدم حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام مىفرمود : از جمله حديث ما بخشى را فرشتهء مقرب و پيغمبر مرسل و بندهء مؤمن تحمل نتوان كرد . عرض كردم : پس چه كسى آن را متحمل گردد ؟ فرمود : ما آن را متحمل باشيم . « 1 »
و در همان كتاب در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السّلام آمده كه فرمود : همانا حديث ما صعب مستصعب است ، با شرافت و گرامى و هميشه فروزان و پاكيزه و دشوار است ، آن را تحمل نكند فرشتهاى مقرّب ، و نه پيغمبر مرسل و نه بندهاى كه آزموده باشد . عرضه داشتم : پس چه كسى آن را تحمل نمايد فدايت شوم ؟ فرمود : هركس كه ما بخواهيم اى ابو الصامت . ابو الصامت گويد : من چنين گمان دارم كه خداوند را بندگانى است كه از اين سه طايفه برترند . « 2 »
و در كافى از بعض اصحابمان روايت آمده كه گفت : به حضرت ابو الحسن صاحب العسكر ( امام هادى عليه السّلام ) نوشتم : فدايت شوم ؛ معنى فرمودهء امام صادق عليه السّلام چيست كه : حديث ما [ صعب مستصعب ] آن را تحمل نكند فرشتهء مقرّب و نه پيغمبر مرسل ، و نه مؤمنى كه خداوند دلش را آزموده باشد ؟ پس جواب آمد : همانا معنى فرمودهء امام صادق عليه السّلام - اينكه آن را فرشتهاى و پيغمبرى و مؤمنى تحمل نكند - آن است كه فرشته آن را متحمل نگردد تا اينكه به فرشتهء ديگرى غير خودش آن را برساند ، و پيغمبر آن را تحمل نكند تا آنكه به پيغمبر ديگرى برساند ، و مؤمن آن را تحمل ننمايد تا آنكه براى مؤمن ديگرى بازگو كند ، و اين است معنى فرمايش جدّم عليه السّلام . « 3 »
وجه دوم : اينكه حكمت الهى مقتضى آن است كه مؤمنين در همهء زمانها منتظر ظهور مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام باشند ، چنانكه به اين معنى راهنمايى مىكند فرمودهء خداى تعالى :
« فقل إنّما الغيب للّه فانتظروا إنّى معكم من المنتظرين » « 4 » ؛ پس بگو داناى غيب خداست ؛ شما منتظر باشيد كه منهم با شما از منتظرانم . و بر اين مطلب اخبار بسيارى دلالت دارند كه در بحث انتظار پيشتر آورديم . پس اگر وقت ظهور آن حضرت را بدانند نقض غرض لازم مىآيد و پيش از رسيدن وقت معيّن از ظهورش مأيوس مىشوند ، و اين مصالح متعددى را از بين مىبرد ، لذا وقت ظهور آن
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، 23 ، باب 11 ، ذيل ح 11 .
( 2 ) . بصائر الدرجات ، 22 ، باب 11 ، ذيل ح 10 .
( 3 ) . اصول كافى ، 1 / 401 .
( 4 ) . سوره يونس ، آيه 20 .