تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
جناب پيش از رسيدن وقتش از آنان مستور مانده به خاطر رعايت مصالح متعدده‌اى . و اين وجه از روايتى كه در كافى و كتاب‌هاى ديگر اخبار آمده استفاده مىشود كه از على بن يقطين است از حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام كه گفت : حضرت ابو الحسن عليه السّلام فرمود : شيعيان دويست سال است كه با آرزوها تربيت مىشوند . و يقطين به پسرش على گفت : چگونه است كه آنچه دربارهء ما [ حكومت بنى العباس ] گفته شد ، آن‌چنان‌كه گفته بودند واقع گشت ، و آنچه دربارهء [ حكومت حقّهء ] شما گفته شد واقع نگرديد ؟ على گفت : آنچه راجع به ما و شما گفته شد از يك منبع بوده مگر اين‌كه چون جريان شما وقتش فرارسيده بود و به‌طور خالص و بىكم‌وكاست به شما گفته شد ، ولى امر ما هنوز وقتش نرسيده ، پس با آرزوها دلگرم شديم ، و چنانچه به ما گفته مىشد : اين امر جز تا دويست يا سيصد سال ديگر نخواهد آمد دل‌ها قساوت مىگرفت و عموم مردم از اسلام برمىگشتند ، ولى مىگفتند : چقدر زود و چه نزديك است ؛ تا دل‌ها الفت گيرند و فرج نزديك آيد . « 1 » توضيح : آنچه در مورد معنى فرمودهء امام عليه السّلام : شيعيان دويست سال است كه با آرزوها تربيت مىشوند . به نظر من قوىتر مىآيد اين‌كه : چون مصيبت شيعه به خاطر شهادت امام حسين عليه السّلام بزرگ بود ، و بىتابى دوستان بر اثر آن شديد گرديد ، امامان عليهم السّلام آنان را به ظهور فرج با ظهور حضرت قائم - عجل اللّه فرجه الشريف - اميد و تسلّى مىدادند ، و مدّت بين شهادت مولاى مظلوممان تا امامت حضرت قائم عليه السّلام دويست سال بوده است . و در معنى اين حديث وجوه ديگرى نيز گفته شده كه بعيد به نظر مىرسد و خالى از تكلّف نيست ، و خداى تعالى داناست . و احتمال مىرود كه ابتداى مدّت ياد شده از زمان بعثت باشد ، كه تا هنگام صدور اين حديث دويست سال مىشود . بعضى از علماى ما گفته‌اند : و مىتوان در تأييد اين احتمال گفت كه : مؤمنين از ابتداى بعثت در محنت و شدّت بودند ، و همين‌طور بعد از وفات پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و در زمان امير المؤمنين و امام حسن عليها السّلام در سختى به سر مىبردند ، و هركدام از آن بزرگواران شيعيان خود را به ظهور فرج و تسلّط يافتن حضرت قائم عليه السّلام تسلّى مىدادند ، و اللّه العالم . وجه سوم : در سرّ مخفى داشتن علم به وقت ظهور از مردم ، اين‌كه چون يكى از حكم‌هايى كه مقتضى غيبت است : بررسى و امتحان مردم مىباشد ، همين حكمت مقتضى مخفى داشتن علم به وقت ظهور حضرت حجّت عليه السّلام از ايشان است ، و گرنه بررسى و امتحان نسبت به بسيارى از
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 369 .