امضاء كند براى اصلاح آن دعا مىكنيم و گرنه ؛ نه . . . بنابراين معلوم شد كه آن حضرت در تمام امور پناهگاه و مرجع است ، پس وظيفهء تو آن است كه به او رجوع كنى و به درگاه او دادرسى و شفاعت خواهى برى ، او را نزد خداى - عزّ و جل - شفيع ببر تا برايت دعا كند ، و تو را در نظر داشته باشد ، زيرا كه از وظايف و مراحم امام عليه السّلام در هر زمان به مقتضاى اخبارى كه وارد شده ؛ دعا كردن براى مؤمنين است ، همچنانكه از جمله وظايف مؤمنين در هر زمان : دعا كردن براى امامشان مىباشد ، چنانكه در اين كتاب اين مطلب را با دلايل عقلى و نقلى بيان داشتيم ، و چنانچه غفلت يا فراموشى از ياد آن حضرت عليه السّلام در بعضى از اوقات برايت عارض گشت - چنانكه غالب احوال بيشتر اهل اين زمان است - پس بدانكه اين حالت از نزديك شدن شيطان است ، پس به درگاه خداوند روى آورده و زارى كن تا نيرنگ شيطان را از تو بازگرداند ، و از خداى تعالى طلب مغفرت بنماى و به سوى او توبهء نصوح كن تا اين بدى را بر تو ببخشايد ، و به ياد مولايت در هر حال توفيق دهد ، كه او - جلّ ثناوه - هرچه را بخواهد تحقق مىبخشد . و بر تو باد كه در آنچه برايت ياد آورديم و پس از اين نيز مىآوريم از وظايف و آداب ارتباط با مولايت دقّت و مطالعه كنى . از خداى تعالى توفيق علم و عمل را براى شما و خودم خواستارم ، و اينكه ما را از خطا و لغزش محفوظ بدارد كه او [ به بندگان ] نزديك و اجابتكنندهء دعا است .
شصت و چهارم : دعا به درگاه الهى براى جلوگيرى از نسيان ياد آن حضرت عليه السّلام
اينكه از درگاه خداوند - عزّ و جل - بخواهى كه تو را از فراموش كردن ياد آن حضرت عليه السّلام محفوظ بدارد ، و دليل بر اين - اضافه بر آنچه پيشتر بيان داشتيم كه خداى - عزّ و جل - بر تو نسبت به آن حضرت وظايف و آدابى قرار داده كه جز با مداومت كردن بر ياد او از تو تحقق نمىپذيرد - عبارتى است كه از خود آن جناب عليه السّلام از طريق شيخ عمرى رضى اللّه عنه در كتاب كمال الدين به سند صحيح عالى روايت آمده كه : « و ذكر آن حضرت را از يادمان مبر . . . » « 1 » . پس در اين عبارت تدبّر كن كه چگونه از دعاهاى مهم قرار داده شده ، و شيعيان دستور يافتهاند در آن مكالمات شريف چنين سخن بگويند ، از اين نكته غفلت منماى ، و در تمامى اوقات به ويژه مواقع استجابت دعا به درگاه خداى تعالى تضرّع و زارى كن كه به فراموشى ياد آن جناب عليه السّلام دچار نشوى . و دعا را تا به هنگام مبتلا شدن به آن تأخير مينداز ، كه در روايات رسيده از امامان عليهم السّلام در آداب دعا كردن
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 2 / 513 .