كتاب خداوند را تلاوت كرد كه گويى در دهانش بود - يا گفت : گويا در مشتش بود - :
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ
« 1 » ؛ و به آنان كه جز خداوند را مىخوانند دشنام ندهيد كه [ آنان نيز ] خداوند را ستمگرانه از روى نادانى دشنام مىدهند .
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ
« 2 » ؛ و هرگاه كسانى را مىبينى كه [ براى خوردهگيرى و طعنه زدن ] در آيات ما گفتگو مىكنند پس از آنان اعراض كن تا در سخنى ديگر وارد شوند .
وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
« 3 » ؛ و مگوييد به سبب آنچه زبانهاىتان به دروغ توصيف كند كه اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ بنديد . « 4 »
و در همان كتاب از آن حضرت عليه السّلام آمده كه فرمود : هرگاه به ناصبيان و مجالست با آنان دچار گشتى مانند كسى باش كه بر روى سنگ سرخ شدهاى باشد تا از آنجا برخيزى ، زيرا كه خداوند آنها را دشمن مىدارد و لعنتشان مىكند ، پس اگر ديدى كه دربارهء يكى از امامان گفتگو مىكنند برخيز زيرا كه خشم [ و كيفر ] خداوند در آنجا بر آنها فرود خواهد آمد . « 5 » و در همان كتاب در خبر صحيحى از آن جناب عليه السّلام است كه فرمود : هركس نزد دشنامدهندهء اولياى خدا بنشيند ، به تحقيق خداى تعالى را معصيت كرده است . « 6 » و در همان كتاب نيز از آن حضرت عليه السّلام آمده كه فرمود : هركس در مجلسى بنشيند كه در آن به يكى از امامان عليه السّلام دشنام داده مىشود و مىتواند برخيزد ولى اين كار را نكند خداوند در دنيا لباس ذلّت بر اندامش بپوشاند و در آخرت عذابش كند ، و آنچه از نيكى از جهت معرفت ما بر او منّت نهاده از وى سلب فرمايد . « 7 »
و در تفسير البرهان از كشى به سند خود از محمد بن عاصم آورده كه گفت : شنيدم حضرت امام رضا عليه السّلام مىفرمود : اى محمد بن عاصم به من خبر رسيده كه تو با واقفيان مجالست مىكنى ؟
عرض كردم : آرى ، فدايت گردم ، من با آنان مجالست مىكنم درحالىكه با ايشان مخالف هستم .
آن حضرت عليه السّلام فرمود : با آنان مجالست مكن ، خداى - عزّ و جلّ - فرموده :
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ ؛
منظور از آيات : اوصيا هستند ، و آنان كه كفر ورزيدند : يعنى واقفيان . « 8 »
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 108 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 68 .
( 3 ) . سوره نحل ، آيه 116 .
( 4 ) . اصول كافى : 2 / 378 ، ح 12 .
( 5 ) . اصول كافى ، 2 / 379 ، ح 13 .
( 6 ) . اصول كافى ، 2 / 397 ، ح 14 .
( 7 ) . اصول كافى ، 2 / 379 ، ح 15 .
( 8 ) . تفسير البرهان ، 1 / 423 ، ح 4 ؛ سورهء نساء ، آيه 140 .