تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بروم ، بعد كه برگشتم برايت بيان مىكنم ، چون سوار شده‌ام . عرضه داشت تو را به خويشاوندىات با رسول خدا سوگند كه اين مطلب را [ هم‌اينك ] برايم حديث فرمايى پس آن جناب پياده شد و سفيان گفت : دستور فرماييد تا دوات و كاغذ برايم بياورند كه آن را از زبان شما بنويسم . پس آن حضرت دوات و كاغذ فراخواند و فرمود بنويس : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم خطبة رسول اللّه في مسجد الخيف : نظر اللّه عبدا سمع مقالتي فوعاها و بلّغها من لم تبلغه أيّها النّاس ليبلّغ الشّاهد الغآئب ، فربّ حامل فقه ليس بفقيه ، و ربّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه ، ثلاث لا يغلّ عليهنّ قلب امرء مسلم : إخلاص العمل للّه و النّصيحة لأئمّة المسلمين و اللّزوم لجماعتهم فإنّ دعوتهم محيطة من ورآئهم المؤمنون إخوة تتكافئ دمآؤهم و هم يد على من سواهم يسعى بذمّتهم أدناهم » به نام خداوند بخشنده بخشايشگر ، خطبهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در مسجد خيف ؛ خداوند خرّم بدارد بنده‌اى را كه سخن مرا بشنود و آن را در دل جاى دهد و به كسى كه آن را نشنيده برساند . اى مردم ! بايد حاضرين به غائبين برسانند ، بسا كسى كه فقه دارد ولى فقيه و درك‌كننده نيست و بسا كسى معارف و دستورات فقهى را به فقيه‌تر و داناتر از خويش نقل مىكند . سه چيز هست كه قلب هيچ فرد مسلمانى در آن‌ها خيانت نكند : إخلاص عمل براى خدا نصيحت و خيرانديشى براى ائمه مسلمين و ملازمت جماعت ايشان ، زيرا كه دعوتشان ( دعايشان ) تمام كسانى را كه در پى آن‌هايند فرامىگيرد ، مؤمنين برادرند و خونشان برابر ، آنان بر ديگران از غير خودشان همدستند ، كوچك‌ترينشان براى اجراى پيمانشان كوشا است . سفيان اين حديث را نوشت و بر آن حضرت بازخواند . آن‌گاه حضرت صادق عليه السّلام سوار شد و رفت . من و سفيان نيز آمديم ، در ميان راه به من گفت : به جاى خود باش تا من در اين حديث نظرى بيفكنم و دقّتى كنم ، به او گفتم : به خدا قسم ابو عبد اللّه عليه السّلام با بيان اين حديث برگردن تو حقّى انداخته كه هرگز از گردنت نرود . گفت : كدام حق ؟ گفتم : در اين عبارت سه چيز است كه دل مسلمان در آن‌ها خيانت نكند : اوّل اخلاص عمل براى خدا كه ما آن را فهميديم ، ولى دومى كه نصيحت و خيرانديشى براى ائمه مسلمين ، اين‌ها كدام ائمه هستند كه خيرانديشى براى آنان بر ما لازم است ؟ معاوية بن ابى سفيان و يزيد بن معاويه و مروان بن حكم ؟ و كسانى كه شهادت‌شان نزد ما قبول نيست و نماز پشت سر آن‌ها جايز نمىباشد ؟ و سومى كه ملازمت جماعت آن‌ها است ، منظور كدام جماعت است ؟ آيا جماعت مرجئه كه مىگويند هركه نماز نخواند روزه هم نگيرد غسل جنابت هم نكند خانهء كعبه را هم ويران سازد و مادرش را هم نكاح نمايد ، تنها با نام مسلمانى كه بر خود نهاده در ايمان به درجهء جبرئيل و ميكائيل است ؟ يا مقصود