را براى او بنويسد و هركس از شما كه در اين زمان نماز واجبش را فرادى و در وقت خود بهطور كامل و درست ادا نمايد ، خداوند - عزّ و جلّ - ثواب بيست و پنج نماز واجب فرادى براى وى بنويسد و هركدام از شما كه يك نماز نافله را در وقتش بهطور كامل به جاى آورد خداوند برايش ثواب ده نماز نافله بنويسد ، و هركس از شما كار نيكى انجام دهد ، خداى - عزّ و جلّ - به جاى آن برايش بيست حسنه بنويسد و حسنات مؤمن از شما را خداوند - عزّ و جلّ - چندين برابر خواهد ساخت ، به شرط اينكه حسن عمل داشته باشد . و نسبت به دين و امام و جان خود تقيّه را به كار بندد و زبانش را حفظ كند ، همانا خداى - عزّ و جلّ - كريم است . . . « 1 »
و در تأييد آنچه ياد كرديم اينكه : من در يكى از سالها در خواب ديدم كه شخص جليل بزرگوارى مىفرمود : هرگاه مؤمن چيزى از مال خود را براى امامش در زمان غيبتش نثار نمايد ثوابش همانند هزار و يك برابر ثواب مثل آن است كه در زمان حضورش نثار كند .
مىگويم : شاهد صدق اين خواب و حقّانيت اين گفتار اينكه امام صادق عليه السّلام در خبر عمّار فرمود : و حسنات مؤمن از شما را خداوند - عزّ و جلّ - چند برابر خواهد ساخت . . . سپس استبعاد در آن را دفع كرد به اينكه فرمود : همانا خداى - عزّ و جلّ - كريم است .
نكتهء دوم : اينكه صلهء امام عليه السّلام در زمان غيبت با مصرف كردن مال در مصارف و مخارجى كه مىداند آن حضرت عليه السّلام به آنها رضايت دارد و محبوب اوست انجام مىگيرد ، با قصد صلهء او ، مانند چاپ كردن كتابهايى كه مربوط به آن حضرت است ، و برپا كردن مجالس يادآورى آن جناب ، و دعوت به او ، و صلهء شيعيان و دوستانش به خصوص سادات علوى و علماى ترويج كنندهء شرع مقدس ، و راويان احاديث ائمهء طاهرين عليهم السّلام ، و مانند اينها . . . از گونههاى صله كه بر اهل آن پوشيده نيست ، از خداى تعالى براى خودم و ساير مؤمنين توفيق مىخواهم .
سى و ششم : صلهء شيعيان و دوستان صالح امامان عليهم السّلام به وسيلهء مال
بدين جهت اين عمل را بهطور جداگانه ذكر كرديم كه در بعضى از نصوص وارد شده و به آن ترغيب گرديده است ، چنانكه در من لا يحضره الفقيه آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : هركس نتواند ما را صله نمايد ، بايد دوستان [ شيعيان ] صالح ما را صله كند كه ثواب صلهء ما براى او نوشته مىشود ، و هركس نتواند ما را زيارت كند ، صالحين از دوستانمان را ديدار نمايد ثواب زيارت ما برايش نوشته مىشود .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 333 ، ح 2 .