تقيه انجام مىشود ، و گاهى با دعوت به او است ، و گاهى با جهاد كردن در ركاب او ، و گاهى هم به دعا كردن براى تعجيل فرج و ظهورش ، و گاهى با ذكر فضايل و صفات و دلايل و معجزات و نشانههاى آن جناب ، و گاهى با يارى كردن دوستان و محبّانش ، و گاهى با تأليف و نشر كتابها انجام مىگردد ، و گونههاى ديگر يارى كردن كه بسيار است و بر صاحبان بينش پوشيده نيست .
مطلب سوم : در بيان چگونگى يارى كردن خداوند است نسبت به بندگانش كه آن را جزاى نصرت و يارى آنها به اولياى خداى تعالى و دين و رسولان خود قرار داده است ، براساس آنچه از روايات استفاده كردهايم .
مىگوييم : ممكن است منظور از اين نصرت آن است كه خداى تعالى بندهاش را در آسانى و سختى ، و گرفتارى و راحتى يارى فرمايد ، به اينكه بنده را از امورى كه او را از رحمتش دور مىسازد محفوظ بدارد ، از قبيل شرارت و تبختر و سركشى و طغيان و صفات هلاككنندهء ديگر كه هنگام رفاه و خوشى بر بندگان عارض مىشود ، و مانند : بىتابى و جزع و كسالت و خودباختگى و امثال اينها كه در موقع بلا و گرفتارى در بندگان پديد مىآيد . امّا پيروزى بر دشمنان در اين دنياى فانى ، تابع مصالح و حكمتهاى الهى است ، و به حسب زمينهها و زمانها متفاوت مىگردد ، پس گاهى دوستانش در دنيا غالب مىشوند ، و گاهى مغلوب مىگردند ، به خاطر حكمتها و علّتهاى خاصى ، كه بعضى از آنها در اخبارى كه از امامان معصوم عليهم السّلام روايت شده بيان گرديدهاند ، و آوردن آن اخبار با رعايت اختصار سازگار نيست . و اينكه خداوند فرموده است :
وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
« 1 » ؛ و گامهاىتان را استوار مىسازد . ممكن است استوارى گامها در آخرت بر صراط باشد ، چنانكه ظاهر عطف به وسيلهء حروف ، آن است كه معطوف عليه غير از معطوف مىباشد . احتمال ضعيفى هم هست كه عطف تفسيرى براى اوّلى باشد ، كه معنى آن استوار كردن گامها در دنيا و حفظ آنها در موارد لغزشها باشد ، كه از افتادن به گرداب گناه و خلافكارى محفوظ بمانند .
توجّه : بدانكه در وجود مقدس حضرت ولى عصر - صلوات اللّه عليه - امورى جمع گرديده كه هر كدام از آنها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و يارى آن جناب است ، زيرا كه يارى نمودن او يارى كردن مظلوم ، و نصرت غريب ، و يارى عالم ، و كمك به ذى القربى ، و نصرت ولىّ نعمت ، و يارى نمودن واسطهء نعمت ، و نصرت كسى كه خداوند او را يارى مىكند و نصرت كريم و
هامش
( 1 ) . سورهء محمد عليه السّلام ، آيهء 7 .