خدمت كردن عالم است . همانا من اينچنين تواضع كردم تا شما پس از من در ميان مردم فروتنى كنيد همچنانكه من برايتان فروتنى نمودم . سپس عيسى عليه السّلام فرمود : با تواضع حكمت معمور مىشود نه با تكبر ، چنانكه در زمين هموار گياه مىرويد نه در كوه [ و سنگ خارا ] . « 1 »
و از جمله : حق پدرى است ، كه آن حضرت عليه السّلام پدر مهربان ما است - چنانكه در روايت آمده - و در بخش سوم كتاب مطالبى در اين زمينه گذشت كه ان شاء اللّه تعالى كافى و بسنده است .
و از جمله : حق ايمان و إسلام ، كه در اصول كافى در حديث مرفوعى از ابو المعتمر آمده كه گفت : شنيدم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : « هر مسلمانى كه قومى از مسلمين را خدمت كند جز اين نخواهد بود كه خداى تعالى به تعداد شمارهء آنها در بهشت خدمتگزارانى به او خواهد داد » « 2 » .
مىگويم : بدون ترديد اگر ايمان همهء مسلمانان ، باايمان مولايمان - صلوات اللّه عليه - وزن گردد ، البته ايمان آن حضرت بيشتر از ايمان آنان خواهد بود ، بنابراين فضيلت خدمت كردن به آن حضرت را بر خدمت كردن به ايشان مقايسه كنيد ! اضافه بر فضايل آن جناب كه توان وصف آنها را ندارم ، زيرا كه شمارش آنها از قدرت افراد بشر بيرون است .
و از جمله : اينكه منزلت ما نسبت به آن جناب ، منزلت و رتبهء بنده است نسبت به اربابش ، زيرا كه مردم در اطاعت ؛ بردگان و غلامان ائمه عليهم السّلام مىباشند ، چنانكه روايت بر اين معنى دلالت دارد ، و مورد باور و يقين است .
و از جمله : خويشاوندى و قرابت آن حضرت نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و آنچه در اينجا براى شما سودمند است در بخش پنجم در ذكر مكرمت دوازدهم بيان داشتيم . و اگر بخواهى تمام امورى كه مقتضى سعى در خدمت آن حضرت است برايت ياد كنم ، از توانم بيرون است و نوشتارم ياراى انجامش را ندارد ، زيرا كه از شمار افزون و از حدّ نهايت بيرون است ، و به جهت آنچه پيشتر يادآور شديم كه تمام نعمتهاى ظاهرى و باطنى خداوند كه در آنها غوطهور هستيم همگى به بركت وجود آن بزرگوار عليه السّلام است ، پس در هر نعمتى كه خداوند به ما عنايت فرموده حقّى براى آن جناب بر عهدهء ما ثابت است كه بر ما لازم است شكرانهاش را به جاى آوريم ، همچنانكه شكر و سپاس پروردگار متعال - عظمت آلائه - بر ما واجب و لازم مىباشد ، پس ثابت شد كه امور مقتضى براى سعى در خدمت آن حضرت عليه السّلام بيش از آن است كه در
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 37 ، ح 6 .
( 2 ) . اصول كافى ، 2 / 207 .