كرد : پناه بر خدا مىبرم از اينكه تو را سبك شمرده باشم ! فرمود : خدا بيامرز ! آيا نشنيدى كه فلانى - درحالىكه ما نزديكى جحفه بوديم - به تو مىگفت : به مقدار يك ميل راه ( چهار كيلومتر ) مرا سوار كن كه به خدا سوگند من خسته و مانده شدهام . به خدا تو سرت را هم براى او بلند نكردى و او را سبك شمردى ، و هركس مؤمنى را سبك شمارد ما را سبك شمرده و حرمت خداى - عزّ و جل - را ضايع نموده است . « 1 »
سى و دوم : اهتمام ورزيدن به يارى آن جناب عليه السّلام
زيرا كه هركس آن حضرت را يارى نمايد در حقيقت خداى - عزّ و جل - را يارى نموده ، خداى تعالى فرموده است :
وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
« 2 » ؛ و به تحقيق كه خداوند يارى مىكند كسى كه او را يارى نمايد ، همانا خداوند در منتهاى قدرت و توانايى است . و نيز خداى - عزّ و جل - فرموده :
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
« 3 » ؛ اگر خداوند را يارى كنيد ، او شما را يارى مىكند و گامهاىتان را ثابت و استوار مىسازد .
و سخن در اين زمينه در سه مطلب بيان مىگردد ؛
مطلب اوّل : بدون ترديد خداى قادر متعال هيچگونه نيازى و احتياجى به يارى كسى ندارد ، زيرا كه او واجب الوجود است ، غنى بالذّات مىباشد و همهء مخلوقات نيازمند به اويند ، چنانكه خداوند - تعالى شأنه - فرموده :
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
« 4 » ؛ شما همه به خداوند محتاج و فقيريد و خداوند خود غنى بالذّات و ستوده صفات است . بنابراين منظور از يارى كردن خداوند - چنانكه مفسرين يادآور شدهاند و اخبار بر آن دلالت دارند - عبارت است از يارى كردن دين خدا ، و يارى كردن پيغمبر و ائمهء اطهار و اولياى بزرگوار عليهم السّلام ، و به عبارت ديگر ، هر آنكه در يارى كردنش رضاى خداى تعالى هست ، يارى او در حقيقت يارى كردن خداوند مىباشد ، و اين مطلب آنقدر روشن و واضح است كه ديگر احتياج به شاهد و برهانى بر آن نيست .
مطلب دوم : بدان كه منظور از يارى نمودن آن حضرت عليه السّلام ، اقدام كردن و همكارى نمودن در هر كارى است كه شخص بداند موردنظر و خواست آن بزرگوار است ، لذا چگونگى يارى كردن برحسب زمانها و احوال و مكانها متفاوت مىشود ، يارى كردن در زمان حضورش به گونهء خاصى انجام مىگردد ، و در زمان غيبتش نحوهء ديگرى دارد ، پس گاهى يارى كردن به وسيلهء
هامش
( 1 ) . روضة الكافى ، 8 / 102 ، ح 73 .
( 2 ) . سوره حج ، آيه 40 .
( 3 ) . سوره محمد صلّى اللّه عليه و إله ، آيه 7 .
( 4 ) . سوره فاطر ، آيه 15 .