مىگويم : شايسته است از اول تا آخر اين حديث تدبر شود كه در آن فوايد بسيار و مطالب مهمى هست ، از جمله :
1 - خبر دادن آن حضرت عليه السّلام از غيب .
2 - اهتمام ورزيدن و مهم شمردن وجوهاتى كه مربوط به امام عليه السّلام است ، كه آنها را جز به افراد صالح از مردم ندهند ، زيرا كه از ابتدا تا انتهاى حديث مزبور ظاهر است كه ابو محمد از وجهى كه مربوط به آن حج بود چيزى به پسر گناهكارش پرداخته بود ، نه اينكه تمام وجه آن حج را به او داده باشد ، چنانكه بعضى از بزرگان پنداشتهاند ، پس در آن دقّت كن تا مقصود برايت روشن گردد .
3 - زود رسيدن عقوبت به مؤمن بر انجام دادن آنچه سزاوار نيست انجام دهد ، و اين از سوى خداى متعال لطفى در حق او است .
4 - امضا كردن امام عليه السّلام نيابت از طرف خودش را و همچنين نايب فرستادن به جهت انجام حج از سوى آن جناب چنانكه پوشيده نيست .
و از امورى كه كموبيش استحباب نيابت در حج ، و نايب فرستادن براى حج از سوى امام - عجل اللّه فرجه الشريف - از آنها استفاده مىشود : رواياتى است كه دلالت دارد بر استحباب طواف كردن از سوى امامان عليهم السّلام ، پس روايت بعدى را مطالعه كن . خداوند به من و تو احسان فرمايد .
بيست و هفتم و بيست و هشتم : طواف بيت اللّه الحرام به نيابت از امام عليه السّلام و نايب ساختن ديگرى تا از طرف آن حضرت طواف نمايد
پس از آنكه ثابت كرديم طواف به نيابت از آن جناب مستحب است ، استحباب نايب ساختن ديگرى براى اينكه از طرف آن بزرگوار طواف نمايد واضح است ، زيرا كه اين كار دوستى و احسان مىباشد ، اضافه بر اينكه مقدّمهء طواف به نيابت از آن حضرت عليه السّلام است ، بنابراين خوبى و رجحان آن به حكم عقل ثابت است . و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فحواى آنچه بر استحباب نايب فرستادن براى انجام حج از ناحيهء آن حضرت عليه السّلام دلالت مىكند ، بلكه مىتوان گفت : چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت ( كه خود شخص عمل را انجام دهد ) منتفى است ، به دليل اصل ، هرچند كه اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبهء والايى از فضيلت را درمىيابد .
و امّا آنچه بر استحباب طواف كردن از سوى امام زنده بهطور خاص دلالت دارد روايتى است كه ثقة الإسلام كلينى در كافى به سند خود از موسى بن القاسم آورده كه گفت : به حضرت