مورد عملى بشنود . . . . و براى اين مقصود به گونهء ديگرى هم مىتوان استدلال نمود كه گفته شود : در خبر ياد شده جايز بلكه مستحب بودن نيابت از زندگان در نمازهاى مستحبّى ثابت گشت ، پس حكم مزبور در ساير طاعات و عبادات پسنديده نيز جارى است ، زيرا كه قول به فصل ( نظر ديگرى غير از دو نظرى كه در اين مسئله هست ) وجود ندارد ، چون هركس نيابت در نماز را جايز دانسته ، آن را در عبادات ديگر نيز جايز مىداند و هركس آن را در نماز جايز نمىشمارد در ساير عبادتها هم نيابت كردن را نمىپذيرد . پس اگر كسى آن را فقط در نماز جايز شمارد و از ديگر عبادتها نفى نمايد قول سومى پديد آورده كه اجماع مركّب را برهم زده است .
و اين وجه را شيخ محقق انصارى قدّس سرّه در يكى از آثار خود آورده ، ولى اين وجه محل نظر است چون حجّيت اجماع نقل شده مورد تأمل مىباشد ، چنانكه در جاى خود بيان گرديده . البته براى تأييد مطلب مورد بحث مناسب است .
و نيز براى استدلال بر اين مطلب مىتوان به إستقراء تمسك كرد ، چون عمدهء عبادتهاى مستحب نماز و روزه و طواف و رباط و زيارت و قربانى مىباشد ، و جايز بلكه مستحب بودن نيابت در اينها از طريق روايات ثابت است ، پس اين حكم بر عبادتهاى ديگر نيز منطبق مىگردد .
در اين استدلال نيز ممكن است اشكال شود ، زيرا كه اين استقراء ظنّى است و اينگونه استقراء نزد ما حجّت نيست . ولى مىتوان از تعليلهايى كه در روايات نيابت از حج و طواف و غير اينها آمده - كه اين صله و پيوندى است نسبت به كسى كه اين كارها به نيابت از او انجام مىگيرد ، و لذا پاداش نايب دو برابر مىباشد - چنين نتيجه گرفت كه به جاى آوردن عبادتهاى مستحب به نيابت از مؤمنين بهطور مطلق صله و احسان نسبت به آنها است ، و خوبى و ارزندگى صله و احسان به مؤمنين بر كسانى كه فكرشان سالم است پوشيده نيست . همچنين براى صحت نيابت در نماز از طرف شخص زنده استدلال شده به خبر محمد بن مروان كه در اصول كافى روايت آمده است كه گويد : حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود : چه چيز بازمىدارد كسى از شما را كه نسبت به والدين خود در حال زنده بودن و پس از مرگشان نيكى نمايد ، از سوى آنان نماز بگزارد ، از طرف ايشان صدقه بدهد ، حج به جاى آورد و روزه بگيرد ، پس آنچه انجام داده براى آنان خواهد بود ، و مثل آن ثواب براى او است ، و خداوند - عزّ و جل - به خاطر نيكى و صلهاش خير بسيارى براى او خواهد افزود . « 1 »
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، محمد بن يعقوب كلينى ، ج 2 / 159 ، باب والدين ، ح 7 .