تسليم و رضا به قضا و تقدير خداى - عزّ و جلّ - باشد چيزى است كه خداوند و اولياى او به آن امر فرمودهاند و بر آن تأكيد كردهاند ، بنابراين دعاكننده به يكى از اين دو نيكى رستگار مىشود :
1 - يا مولايش در زمانش ظهور مىكند ، با رسيدن به فوايد و آثار ديگر دعا ، اگر تأخير افتادن از آن زمان از امور حتمى نباشد كه وسايل در تغيير دادن آنها هيچگونه تأثيرى ندارند ، چنانكه در دعا از حضرت سيد العابدين عليه السّلام آمده : « و يا من لا تبدّل حكمته الوسآئل » « 1 » ؛ و اى [ خدايى ] كه وسايل ، حكمتش را تغيير نمىدهند . و اين نظير طول عمر مىباشد كه مثلا بر صلهء رحم متوقف است به شرط آنكه غير آن حتمى نباشد .
2 - و يا رستگار شدن به ساير فوايد دعا ، و قرار گرفتن در شمار دعاكنندگان و منتظران .
بنابراين دعا كردن براى تعجيل فرج در هر حال مورد امر و پسنديده است ، و منافاتى بين آن و بين نهى از شتابزدگى نيست .
حاصل اينكه : عجلهاى كه از آن مذمّت شده ضدّ صبر و تسليم است ، و تمام گونههايى كه ياد آورديم در زير اين عنوان قرار مىگيرند ، و بدون ترديد دعا كردن و درخواست نمودن تعجيل فرج حضرت صاحب الزمان عليه السّلام از درگاه خداوند منّان از اين عنوان بيرون است ، بلكه اين دعا اظهار يقين و ايمان به آن است كه ظهور آن حضرت و فراهم نمودن وسايل فرجش از قدرت همه جز خداوند تعالى خارج است ، و انجام دادن امر او به دعا كردن مىباشد ، لذا بندگان اين را از خداى تعالى مسألت مىنمايند . و به عبارت ديگر مىگوييم : شتابزدگى از بنده اظهار انتخاب ، و رها كردن تسليم و زود خواستن چيزى پيش از رسيدن وقتش مىباشد ، و اين مايهء پشيمانى مىشود ، چنانكه در گفتار امير المؤمنين عليه السّلام پيشتر گذشت ، ولى درخواست تعجيل فرج از خداى جليل - تعالى شأنه - إقرار به بندگى و اعتراف به قدرت و اراده و حول و قوّهء الهى ، و باور به عجز و ناتوانى خود و نداشتن هيچ قوت و نيرو و چاره است . پس حقيقت دعا آن است كه بنده با تمام وجود به خداى تعالى توجه نمايد ، و فرمان او را اجابت كند ، و نسبت به خودش عجز و شكستگى و ناتوانى و بيچارگى و اختيار نداشتن را اقرار و اعتراف نمايد ، لذا در خبر آمده كه :
دعا مغز عبادت است . خداى تعالى ما و ساير مؤمنين را توفيق دهد كه در عين رضا و تسليم ، به دعا كردن براى فرج اهتمام ورزيم كه او اجابتكنندهء كريم است .
هامش
( 1 ) . صحيفهء سجّاديّه ، دعاى 13 .