از آنان رسيده مبنى بر اينكه آن حكومت الهى واقع خواهد شد ، و امر فرمودهاند كه انتظار آن را بكشيم ، كه قسمتى از اين روايات پيشتر گذشت .
گونهء سوم : احيانا شتابزدگى در اين امر مايهء إنكار كردن حضرت صاحب الزمان عليه السّلام مىشود ، و اين از گونهء پيشين استعجال شديدتر است ، چون ممكن است شخصى به امامت امام دوازدهم معتقد باشد و بقاى آن حضرت را باور دارد ، و در عين حال از ظهورش مأيوس و نااميد باشد به سبب طولانى شدن غيبت ، و عجله كردن نسبت به آن ، كه از هلاكشدگان خواهد گشت ، و اين قسم دوم از اقسام عجلهاى است كه مايهء هلاكت و خسارت است ، و قسم سوم اين است كه عجله كردن ، او را به آنجايى كه حضرت را اصلا انكار كند ، مىكشاند ، كه با گمان فاسد خود بگويد : اگر وجود داشت ظاهر مىشد .
گونهء چهارم : عجله كردنى كه آدمى را در شك و ترديد مىاندازد ، و اين نيز مانند گونهء پيشين مايهء بيرون رفتن از ايمان و داخل شدن در شمار ياران شيطان است ، و امامان ما عليهم السّلام در چند روايت فرمودهاند كه : « اگر خداى تعالى مىدانست كه دوستانش به ترديد مىافتند حجّت خود را يك چشم برهم زدن از آنان پوشيده نمىداشت » . اين روايات در كتاب كمال الدين و غيبت نعمانى و كتابهاى ديگر آمده است « 1 » .
گونهء پنجم : آنچه سبب اعتراض كردن بر خداى تعالى نسبت به قضا و قدرش مىشود ، و مايهء اعتراض كردن بر امام در تأخير انداختن ظهورش مىگردد ، آن است كه شخص بگويد : چرا آشكار نمىشود ، و مانند اين سخنان را بر زبان جارى نمايد ، كه عجلهكننده در اين مورد به خاطر اعتراض و اشكال بر خداوند پيرو شيطان است ، كه وقتى خداوند او را امر فرمود كه بر آدم سجده كند اعتراض كرد و گفت :
أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً
« 2 » ؛ آيا سجده كنم براى كسى كه او را از گل آفريدى ؟ در صورتى كه خداوند فرموده است :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
« 3 » ؛ و هيچ مرد و زن مؤمن را نشايد كه هرگاه خدا و رسول او در موردى حكم كنند غير آن را برگزيند [ و بر خلاف آن رفتار نمايد ] .
و شيخ كلينى به سند صحيحى از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام روايت آورده كه فرمود :
« اگر قومى خداوند را عبادت كنند بىآنكه شرك بورزند و نماز را برپاى دارند و زكات را
هامش
( 1 ) . الغيبة نعمانى ، 102 فيما امر به الشيعه .
( 2 ) . سورهء إسراء ، آيهء 61 .
( 3 ) . سورهء احزاب ، آيهء 36 .