شده ؟ فرمود : چونكه او قيام مىكند ، پس از خاموش شدن يادش و مرتد شدن بيشتر معتقدان به امامتش . عرض كردم : چرا او منتظر ( انتظار كشيده شده ) ناميده شده است ؟ فرمود : چونكه او را غيبتى است ، كه روزهايش بسيار و مدّتش طولانى خواهد بود ، پس [ در آن غيبت ] مخلصان منتظر خروجش باشند و ترديدكنندگان او را انكار نمايند و نفىكنندگان ياد او را به مسخره مىگيرند و وقتگذاران در آن دروغگو مىشوند و شتابزدگان دربارهء آن هلاك مىگردند و تسليم شدگان در مورد آن نجات مىيابند . « 1 »
18 - و به سند خود ، از حضرت سيد العابدين عليه السّلام آورده ، كه فرمود : اين آيه دربارهء ما نازل شد :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ
« 2 » ؛ و خويشاوندان نسبى در كتاب خدا نسبت به يكديگر اولى هستند . و اين آيه [ نيز ] دربارهء ما نازل شد :
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ
« 3 » ؛ و آن را كلمهء باقى در نسل او قرار داد و امامت را در ذرّيهء حسين عليه السّلام قرار داد ، تا روز قيامت . و به درستى كه قائم ما را دو غيبت هست كه يكى از آنها طولانىتر از ديگرى است ، غيبت اوّلى شش روز يا شش ماه يا شش سال است ، و امّا ديگرى آنقدر طولانى خواهد شد ، تا آنكه بيشتر معتقدان به اين امر از آن بازگردند ، پس بر آن ثابت نمىماند ، مگر كسى كه يقينش قوى و معرفتش صحيح باشد و از آنچه ما حكم كنيم در دل هيچگونه ناراحتى احساس نكند و به اهل بيت تسليم باشد » . « 4 »
19 - و از آن حضرت عليه السّلام آمده كه فرمود : همانا دين خداى - عزّ و جلّ - با عقلهاى ناقص و آراى باطل و معيارهاى فاسد درك نمىشود و جز با تسليم به دست نمىآيد ، پس هركسى به ما تسليم گردد ، [ از هلاكت دين ] سالم ماند و هر آنكه به ما اقتدا نمايد ، هدايت يابد و هركس به قياس و رأى خود عمل كند ، هلاك مىگردد و هركس از آنچه ما مىگوييم يا حكم مىكنيم در سينهء خود تنگى احساس كند ، به آن [ خدايى ] كه سبع مثانى و قرآن عظيم را نازل فرموده كافر شده است ، درحالىكه خود متوجه نيست . « 5 »
20 - و در كتاب كفاية الاثر شيخ اقدم على بن محمد بن على خزّاز رازى - و به قولى قمى - به سند خود ، از مولايمان حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام روايت آمده كه فرمود : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله خطبهاى خواند كه پس از آنكه حمد و ثناى الهى را به جاى آورد ، چنين فرمود : اى
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، 2 / 360 ، ح 3 .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيه 75 .
( 3 ) . سورهء زخرف ، آيهء 28 .
( 4 ) . كمال الدين ، 2 / 323 ، باب 31 ، ح 8 .
( 5 ) . كمال الدين ، 2 / 324 ، باب 31 ، ح 9 .