بندگانش فراهم ساخته و در توان آنان هست ، مانند : دقّت كردن و بررسى معجزات و اخلاق آن حضرت عليه السّلام و مطالعهء اخبار امامان پيشين در مورد او ، ويژگىهاى او و طولانى شدن غيبتش و آنچه در فرمان غيبت او بر مؤمنين مىرسد و شؤونى كه خداى تعالى به آن جناب اختصاص داده و دلايلى كه بر او دلالت دارند و امور ديگر ، كه بر بندگان خدا لازم است با وسايل ياد شده و مانند اينها در تحصيل معرفت آن حضرت سعى كنند و همّت گمارند ، ولى چون معرفت از ساختههاى خداى - عزّ و جلّ - است ، به حكم عقل و نقل بر آنان واجب و مؤكّد است كه دعا كنند و معرفتش را از درگاه خداوند تعالى مسألت نمايند ، ( كه آنچه خداوند از [ درهاى ] رحمت بر مردم بگشايد هيچ كس نتواند آن را بربندد و هرآنچه او ببندد ، كسى را ياراى گشودنش نيست ) . « 1 »
هجدهم : تداوم درخواست معرفت آن حضرت عليه السّلام
مداومت كردن بر دعايى كه ثقة الاسلام كلينى « 2 » و شيخ نعمانى « 3 » و شيخ طوسى به سندهاى خود ، از زراره روايت كردهاند كه گفت : شنيدم حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام مىفرمود :
براى آن جوان پيش از قيامش غيبتى خواهد بود . گفتم : چرا ؟ فرمود : مىترسد - و به شكمش اشاره كرد - سپس فرمود : اى زراره ! و او است منتظر و او است كه در ولادتش شك مىكنند ، پس بعضى مىگويند : پدرش بدون بازمانده از دنيا رفت و بعضى از آنها مىگويند : درحالىكه در شكم مادر بود ، پدرش فوت كرد و بعضى مىگويند : دو سال پيش از فوت پدرش متولد شد و او است منتظر ، مگر اينكه خداوند - عزّ و جلّ - دوست دارد كه شيعه را امتحان كند ، پس در آن هنگام است كه تشكيك و توهم اهل باطل آغاز مىشود . اى زراره ! اگر آن زمان را درك كردى ، اين دعا را بخوان : « اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك ، اللّهمّ عرّفني رسولك فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك ، اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني »
خدايا ! تو مرا به خود شناسا كن ، كه اگر خودت را به من نشناسانى ، پيغمبرت را نخواهم شناخت ، خدايا ! تو رسولت را به من بشناسان ، كه اگر رسول خود را به من نشناسانى ، حجّتت را نخواهم شناخت . پروردگارا ! حجّت خودت را به من بشناسان ، كه اگر حجّتت را به من نشناسانى ، از دين خود گمراه خواهم شد .
و رئيس المحدّثين شيخ صدوق در كتاب « كمال الدين » آن را به سند خود ، از زراره چنين
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 2 .
( 2 ) . اصول كافى ، 1 / 337 .
( 3 ) . غيبت نعمانى ، 86 ، ان فى قائم سنة من الانبياء .