و از جمله اينكه : يكى از حكمتهاى مخفى داشتن وقت ظهور آن حضرت ، اين است كه مؤمنين در تمامى اوقات و همهء سالها در انتظار آن به سر برند ، چنانكه در حديث ابن يقطين به اين معنى اشاره شده است ، در آن دقّت كن .
و از جمله : رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه ظهور آن حضرت - صلوات اللّه عليه - همان ساعت است كه دانستن وقت آن به خداوند - جلّ جلاله - اختصاص دارد ، چنانكه گذشت .
و از جمله : رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه ظهور آن حضرت عليه السّلام بهطور ناگهانى انجام مىشود ، مانند فرمودهء آن حضرت در توقيعى كه در احتجاج روايت آمده است : به درستى كه امر ما ناگهانى پيش مىآيد ، هنگامى كه توبه ، كسى را سود ندهد . . . . « 1 » و روايتى كه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود : مهدى از ما است خداوند امرش را يك شبه اصلاح خواهد فرمود . و روايت ديگرى كه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده كه فرمود : او همچون شهاب فروزانى خواهد آمد . و روايت نبوى ديگر كه در حديثى از حضرت امام رضا عليه السّلام در كتاب « كمال الدين » آمده كه به پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله عرض شد : يا رسول اللّه ! قائم از فرزندان شما كى خروج خواهد كرد ؟ فرمود : مثل او همچون ساعت [ قيامت ] است كه آن را در وقت خود كسى جز او [ خداى - عزّ و جلّ - ] ظاهر و روشن نكند ، [ شأن آن ] در آسمانها و زمين سنگين است ، شما را نيايد جز ناگهانى . « 2 »
و در اصول كافى از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت شده كه فرمود : هرگاه پيشواى شما [ دانش شما ] از شما برداشته شد ، پس از زير پاى خود منتظر فرج باشيد . « 3 »
مىگويم : ظاهرا فرمودهء آن حضرت عليه السّلام : از زير پاى خود منتظر فرج باشيد . كنايه از ظهور امام عصر - عجّل اللّه فرجه الشريف - بهطور ناگهانى است ، بنابراين واجب است در زمان غيبتش در هر حالى كه احتمال مىرود با پيروزى ظهور كند ، انتظارش را كشيد .
اگر بگوييد : اينكه ظهور آن حضرت عليه السّلام ناگهانى باشد ، با آنچه در احاديث مستفيض بلكه متواتر معنوى آمده مبنى بر اينكه : علامتهاى حتمى خواهد داشت كه براى همهء مردم معلوم خواهد شد - مانند سفيانى و صيحهء آسمانى و كشته شدن نفس زكيّه - منافات دارد ؟
مىگويم : اوّلا ؛ انتظار لوازم ظهور در حقيقت انتظار خود آن است ، پس چون به راستى دانستى كه ظهور آن حضرت بعد از آشكار شدن نشانههايش خواهد بود ، جز اين نيست كه منتظر پديدار
هامش
( 1 ) . احتجاج ، طبرسى ، 2 / 324 .
( 2 ) . كمال الدين ، 2 / 373 .
( 3 ) . اصول كافى ، 1 / 341 در باب غيبت ح 24 .