و از جمله : آنچه در « اصول كافى » به سند خود ، ضمن حديثى آورده كه : يقطين به پسرش على بن يقطين گفت : چگونه است كه آنچه دربارهء ما [ حكومت بنى العباس ] گفته شده بود واقع گرديد و آنچه دربارهء [ حكومت حق ] شما گفته شده انجام نگرفت ؟ على گفت : البته آنچه دربارهء ما و شما گفته شده ، هر دو از يك منبع به شما گفته شد و همانطور هم كه گفته بودند انجام يافت ، ولى امر ما هنگامش نرسيده ، پس با اميدها دلگرم شديم . و اگر به ما مىگفتند : اين امر تا دويست يا سيصد سال ديگر تحقّق نخواهد يافت ، البته دلها قساوت مىگرفت و عموم مردم از اسلام برمىگشتند ، ولى مىگفتند : به زودى اين امر واقع مىگردد و خيلى نزديك است ، تا دلها باهم الفت گيرد و گشايش نزديك گردد . « 1 »
و در بحار به نقل از دو كتاب « غيبت نعمانى » و « غيبت طوسى » مثل اين حديث را روايت آورده است . « 2 » و در كتاب « علل الشرايع » به سند خود ، بهطور مرفوع از على بن يقطين روايت كرده كه گفت : به حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام عرض كردم : چرا آنچه از ملاحم ( پيشگويىها ) دربارهء شما روايت شده ، آنطور كه روايت آمده واقع نمىگردد و آنچه در مورد دشمنانتان روايت گرديده ، درست مىآيد ؟ فرمود : آنچه دربارهء دشمنانمان صادر گشت از حقّ بود ، پس همانطور كه گفته شده بود ، پيش آمد ، ولى شما با آرزوها دلگرم شديد و تعلّل كرديد ، پس براى شما اينچنين بيان شد .
و از جمله : در « غيبت نعمانى » روايت مسندى از ابو المرهف آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود :
محاضير هلاك شدند . راوى گويد : عرضه داشتم : محاضير چيست ؟ فرمود : عجلهكنندگان و نزديك شمارندگان نجات يافتند . . . . « 3 »
و نيز در همان كتاب بهطور مسند ، از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت آمده كه فرمود : « هلك أصحاب المحاضير و نجى المقرّبون » ؛ شتابزدگان هلاك شدند و نزديك شمارندگان نجات يافتند . . . . « 4 » چون ظاهر آن است كه مقرّبون به كسر راء باشد ، يعنى مؤمنانى كه منتظرند و ظهور آن حضرت عليه السّلام را نزديك مىدانند و همواره انتظارش را مىكشند . و مؤيّد اين مطلب است آنچه در دعاى عهد آمده ، كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده : آنان [ مخالفان ] آن را بعيد مىپندارند و ما فرج و ظهور را نزديك مىدانيم . . . . « 5 »
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 369 ذيل ح 6 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 52 / 111 باب 21 ذيل ح 18 .
( 3 ) . غيبت نعمانى ، 103 .
( 4 ) . غيبت نعمانى ، 104 .
( 5 ) . بحار الانوار ، 102 / 112 .