و در همان كتاب از امام صادق عليه السّلام آمده كه : خداى - عزّ و جلّ - فرموده : من بهترين شريك هستم ، هركس غير مرا در عملى با من شريك سازد ، آن را نخواهم پذيرفت ، مگر آنچه را كه براى من خالص باشد . « 1 »
و احاديث ديگرى كه در كتابهاى علماى ما - كه خداوند بر آنان رحمت آرد - تدوين گرديده است . چون اين را دانستى ، پس بدان كه آنچه به نظر نزديكتر است ، اينكه انتظارى كه در اخبار به آن امر شده از گونهء سوم مىباشد ، بنابراين چند صورت در آن تصوّر مىشود ؛
اوّل : اينكه منظور شخص منتظر ، اطاعت امر خداوند باشد ، خواه انگيزهء او بر اطاعت ، اميد ثوابى باشد كه در روايات به آن وعده شده ، يا انگيزهء ديگرى داشته باشد .
دوم : اينكه انگيزهاش بر انتظار ، اطاعت امر و نايل شدن به پاداش دنيوى يا اخروى باشد ، ولى قصد پاداش فرعى و تابع قصد اطاعت باشد . ( يعنى مقصود اصلى او از انتظار اطاعت امر باشد و به پيوست آن ، پاداش را قصد نمايد ) .
و اين دو قسم موجب نايل شدن به تمام پاداشها و ثوابهايى است كه در روايات وارد گرديده و شايسته است كه مؤمن قسم اوّل را انتخاب كند ، بلكه عالىترين گونههايش را - كه به آنها اشاره نموديم - برگزيند .
سوم : اينكه انتظار به منظور رستگارى به ثوابها و مواهب اخروى يا دنيوى باشد ، به جهت آگاهىاش به جمع شدن لوازم زندگى و طول عمر و فراخى روزى و فراوانى نعمتها و زايل شدن همّ و غم و درد و رنج در زمان ظهور مولايمان صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - به طورى كه از انتظارش جز اين نخواهد و اطاعت امر خداوند در نظرش نباشد .
چهارم : عكس قسم دوم ( يعنى منظور اصلىاش از انتظار ، پاداش باشد و به پيوست آن بخواهد امر خداوند را اطاعت كند ) .
و ظاهر آن است كه در اين دو قسم استحقاق ثوابهايى كه در روايات وعده شدهاند را ندارد ، زيرا كه استحقاق پاداش عبادت ، به قصد اطاعت بستگى دارد - چنانكه ديديد در صريح روايت آمده است - . و فرض اين است كه مأموربه را به قصد تعبّد به جاى نياورد ، پس انتظارش عبادت نيست . و همانطور كه مستحقّ ثواب نيست ، همچنين استحقاق عقاب نيز ندارد ، زيرا كه چنين
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، 1 / 44 باب 8 ح 9 .